درباره کتاب سیندخت (علی محمد افغانی):
این رمان که در سال ۱۳۴۴ منتشر شد، دومین اثر علی محمد افغانی (نویسنده «شوهر آهو خانم») است و مانند رمان اولش، داستان زنی از طبقه فرودست جنوب ایران را روایت می کند. فضای رمان در روستایی خیالی به نام «مردگان» در اطراف خوزستان و در سال های اشغال ایران توسط متفقین (نظامیان انگلیسی و شوروی) می گذرد. قحطی، مالاریا، عقرب و بی پولی بستر داستان است. سیندخت که شوهرش را با مرگی مرموز از دست داده (او را عقرب گزیده، اما همه می دانند که مسموم شده)، در یک اتاق اجاره ای در روستای مردگان زندگی می کند و با «سوزان» (زنی فاحشه که با نظامیان انگلیسی ارتباط دارد) همسایه است. دو برادر، مصیب (خوشتیپ، بیبندوبار و ولگرد) و نعمت (روستایی زحمتکش، خجالتی و اهل کار) هر دو عاشق سیندخت می شوند. افغانی با نثری ساده و گفت و گوهای محلی (با واژگان عربی و انگلیسی)، دنیای زنانه سیندخت (از بیزاری از مردان تا عطش عشق) را به تصویر می کشد. این رمان برخلاف «شوهر آهو خانم» (که به شهرت جهانی رسید)، در زمان خود با سانسور و توقیف روبه رو شد (به دلیل صحنه های جنسی صریح و نقد روحانیون ریاکار). با این حال، بعدها در سال ۱۳۹۰ با حذف قسمتهایی تجدید چاپ شد. ترجمه فارسی آن توسط خود نویسنده است (افغانی به فارسی می نوشت). برای دوستداران ادبیات جنوب ایران و کسانی که «شوهر آهو خانم» را دوست داشتند، «سیندخت» اثری تیرهتر و تلختر اما به همان اندازه قوی است. پایان رمان با مرگ (یا فرار) سیندخت به همراه نعمت (مرد کارگر) و آتش زدن روستای مردگان توسط نظامیان انگلیسی (به دلیل ارتباط زنان روستا با سربازان هندی) به پایان می رسد. این رمان از دیدگاه نقد فمینیستی اثری پیشرو است (هرچند نویسنده مرد است). سیندخت نماد زنی است که از قفس ازدواج اجباری و فرهنگ مردسالار می گریزد، اما جایگزینی جز ولگردی و بدنامی نمی یابد. علی محمد افغانی پس از انقلاب ۱۳۵۷ از ایران مهاجرت کرد و در آمریکا زندگی کرد. «سیندخت» یکی از معدود آثار اوست که به خارج از ایران راه یافت (ترجمه انگلیسی با عنوان «Sindokht» در ۲۰۱۵). این کتاب برای گروه سنی بزرگسال مناسب است (حاوی صحنههای جنسی و خشونت). نسخه صوتی آن در اپلیکیشن «طاقچه» و «کتابراه» موجود است. فایل PDF آن در سایت «کتابخانه دیجیتال» موجود است. حجم کتاب حدود ۳۵۰ صفحه است. نشر چشمه و انتشارات نگاه آن را در ایران منتشر کرده اند. پایان این مرور با جمله معروف سیندخت: «مردها یا عقربند یا مار. اما من از مار می ترسم، از عقرب نه. چون مار نیش می زند و فرار می کند، عقرب نیش می زند و می ماند تا نیشش را ببینی.» (اشاره به دو برادر). این رمان برای کسانی که «سووشون» (سیمین دانشور) را دوست دارند، یک تجربه مشابه اما خشنتر است. علی محمد افغانی (۱۳۰۴-۱۳۸۵) در سال های آخر عمر در خانه سالمندان در لس آنجلس درگذشت و نتوانست شاهد تجدید چاپ رمانش در ایران باشد. «سیندخت» یادگار اوست. برای خاتمه، اگر به دنبال رمانی کلاسیک با زنی قوی، فضاسازی ملتهب و نقد اجتماعی تند هستید، «سیندخت» را از دست ندهید. موفق باشید.
این رمان داستان زندگی زنی به نام «سیندخت» در اقلیم جنوب ایران و در بستر حوادث جنگ جهانی دوم و قحطی سال های ۱۳۲۰ است. سیندخت که دختری زیبا و رازآلود است، پس از مرگ اسرارآمیز شوهر پیرش، به روستای «مردگان» پناه می برد و درگیر مثلث عشقی با دو برادر به نام های «مصیب» و «نعمت» می شود. افغانی با زبانی شاعر