درباره کتاب دایی وانیا (آنتون چخوف):
این نمایشنامه در چهار پرده در سال ۱۸۹۷ نوشته شده و یکی از چهار شاهکار چخوف (در کنار مرغ دریایی، سه خواهر و باغ آلبالو) به شمار میرود. داستان در ملک روستایی «سربریاکف» جریان دارد؛ جایی که دایی وانیا (مردی چهلوهفت ساله) و خواهرزادهاش «سونیا» سالهاست برای مدیریت املاک و اداره زندگی پروفسور خودخواه و همسر دومش «النا» (زن جوان و زیبا) تلاش میکنند. ورود ناگهانی پروفسور بازنشسته و النا، آرامش ظاهری این خانه را برهم میزند. وانیا عاشق النا میشود، سونیا نیز عاشق دکتر «آستروف» (تنها روشنفکر واقعی داستان) است، اما هیچ عشقی به وصال نمیرسد. در میانه نمایش، وانیا متوجه میشود که پروفسور نه یک نابغه، که یک «مدعی خودشیفته» است و تمام سالها فداکاری او بیمعنی بوده. چخوف با نثری ساده، دیالوگهای روزمره و سکوتهای معنادار (مشهور به «زیرمتن چخوفی»)، پوچی زندگی اشراف و روشنفکران روس را به تصویر میکشد. فضای نمایش آکنده از حسرت، خستگی و «نزدیکی به جنون» است، اما چخوف هرگز به شخصیتهایش اجازه خودکشی یا خشونت نمیدهد؛ آنها به زندگی ادامه میدهند، هر چند که «زندگی جهنمی است». صحنه پایانی که سونیا در حال گفتن جمله «ما استراحت خواهیم کرد... ما استراحت خواهیم کرد» است، یکی از تأثیرگذارترین پایانبندیهای ادبیات نمایشی جهان محسوب میشود. این نمایشنامه بارها در ایران ترجمه (از جمله ترجمه جلال آل احمد) و بر صحنه رفته است. برای علاقهمندان به ادبیات روسی و تئاتر ابزورد ملایم، دایی وانیا یک متن کلاسیک و خواندنی است.
داستان زندگی یأسآلود و خستهکننده «ایوان وُینیتسکی» (دایی وانیا) در ملکی دورافتاده در روسیه. او پس از سالها فداکاری برای برادر همسرش (پروفسور سربریاکف)، ناگهان درمییابد که تمام عمرش را به بت دروغینی تقدیم کرده است. اثری از ناامیدی، عشق نافرجام و رویاهای بربادرفته.