درباره کتاب ساعتها (آگاتا کریستی):
این رمان در سال ۱۹۶۳ منتشر شده و از حیثی در مجموعه داستانهای هرکول پوآرو منحصربهفرد است، زیرا پوآرو هرگز صحنه جرم را نمیبیند و با هیچ شاهد یا مظنونی گفتوگو نمیکند. او که به واسطه مأمور اطلاعات بریتانیا، کالین لمب، با پرونده آشنا میشود، این قضیه را صرفاً با تکیه بر «سلولهای خاکستری کوچک» از روی صندلی راحتی خود حل میکند. دو پیرنگ موازی در داستان وجود دارد: یکی قتل معمایی مردی خوشپوش در خانهای در برایتون در حالی که چهار تا از شش ساعت اتاق روی ۴:۱۳ متوقف شدهاند، و دیگری یک جاسوسی در بحبوحه جنگ سرد که لمب دنبالش میکند. کریستی با استفاده از یک راوی اولشخص که در پوآرو کمتر به کار برده بود، فضایی از دلهره و تعلیق خلق میکند که در آن سرنخی ساده مثل درخواست یک منشی فصلی، رمزگشایی از توطئهای بزرگتر را ممکن میسازد. این رمان که نویسنده در آن اشارات مستقیمی به آثار جان دیکسون کار نیز دارد، نمایشدهنده این ایده است که پیچیدهترین جنایتها اغلب سادهترین انگیزهها را پشت خود پنهان میکنند.
تایپیستی جوان در خانه یک زن نابینا با جسد مردی ناشناس و شش ساعت عجیب روبهرو میشود.