از مقدمه کتاب:
نویسنده این سطور با اعتقاد به این که مهمترین ویژه گی غزل های حافظ، در عمق بینش هستی شناختی که بر مبنای رعایت حریم حرمت انسانها نهفته است و بر محور تبلیغ و ترویه گفت و گو و مدارا به نقد قدرت و تعدیل و اصلاح ناتر از مندیهای حاکمیت وقت وار می شود و در کنه خود از هر گونه رنگ و بوی ایدئولوژیک بری است و از هر چه برتری طلبی های ملی ،قومی، نژادی، فرهنگی و غیره دوری می جوید و در متن اندیشه ای ژرف :
شدت انسان مدار و انسان دوست است. در این کتاب نیز همین شیوه مدنظر بوده است شاید به تر آن بود که نویسنده به جای آن چه که پیش تر گفته شد به طرح و شرح علمی مفهوم قدرت و حاکمیت و اقتدار و گفت و گو و تعامل فرهنگی می پرداخت تا بسترهای لازم برای ورود خواننده به متن این مقالات – که اگر چه حسب ظاهر سه مقاله است، اما در واقع یک مبحث مسلسل و همگون است – آماده می شد.
دریغ که نشد. و این مبحث ماند برای بعد شاید چاپ دوم این کتاب شاید در مقدمه ی کتابی دیگر. و شاید وقتی دیگر!