درباره کتاب سلوک (محمود دولتآبادی):
این رمان از آثار بلند و فلسفی نویسنده برجسته ایرانی در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی محسوب میشود و در زمره داستانهای اقلیمی خراسان با گرایش عرفانی جای دارد. داستان درباره چوپانی به نام «مرید» است که در جوانی مرید پیر طریقت «بابا طاهر» میشود، اما پس از مرگ پیر، سفری چهلساله را در بیابانها و شهرهای دور آغاز میکند تا معنای واقعی «فنا» و «بقا» را بیابد. دولتآبادی در این رمان از تکگوییهای درونی بلند، رویاهای شاعرانه و برخورد با شخصیتهای کاریزماتیک (یک دزد توبهکرده، یک زن روسپی قدیسمآب، یک شتربان زردشتی) برای بیان بحران ایمان و جستجوی خدا استفاده میکند. محتوای کتاب به جای نتیجهگیری عرفانی قطعی، خواننده را در گردابی از سؤالهای بیپاسخ درباره جبر، اختیار و حضور شر در جهان رها میکند. نثر دولتآبادی در این اثر شاعرانهترین و در عین حال تاریکترین نثر اوست.
این رمان روایت سیر و سلوک روحانی یک مرد کویری در جستجوی حقیقت از دل خرافه تا عرفان ناب است.