مهمترین اثر اعتضادی، از منظر جسارت و پیشگامیاش در بیان فراز و فرود حسی و اجتماعیِ زندگی زنانه در ایرانِ آن روزگار، «اعترافات من» (۱۳۳۵) است. کتابی که به قول خود اعتضادی، روانکاوی درونی یا «اتوکریتیکال» است. او درباره اعترافاتش مینویسد:
«من برخلاف عموم کسانی که وقتی بحث سرگذشتشان شروع میشود هزاران مطالبِ خلافِ واقع سر همبند کرده و خود را متقی و بزرگوار قلمداد میکنند، در راه نگارشِ این کتاب جز در راه حقیقت قدم برنداشتهام. و تازه سرگذشت من چیز مهمی نیست و خودم خیال می کنم اتفاقات جالبی ندارد! موضوع شوهر اجباری در سنین اولیۀ عمرم چیزیست که برای بسیاری از مردم اتفاق افتاده و عاشق شدن هم یک امر طبیعیست. اختلاف من با شوهرم مثل همه اختلافات زن و شوهرهاست…اما تفاوت من با دیگران این است که اولا: در راه پیشرفت و تکاملِ نفسِ خویش به نوشتنِ این اعترافات قدم برداشتم. ثانیا: جهتِ بیداریِ عامه و حلِ مشکلاتِ خانواده شرح زندگی خود را مرقوم داشته و دست به انتشار آن زدهام» (ص. ۱۵۴).
این کتاب روایتهایی از مرگ مادر، ترک خانه پدری، ازدواج اول در سن ۱۴ سالگی با مردی سیساله، شب زفاف، طلاق، از دست دادن حق حضانتِ فرزند، دومین ازدواج، مرگِ دو فرزندش از ازدواج دوم، بازگشت به ایران و همچنین نظرات اعتضادی در انتقاد از دکتر مصدق را در بر دارد. کتاب با اعترافاتی درباره روابط جنسی و مشاهدات مولفش از «مردان هوسباز» به پایان میرسد.