پاورپوينت فصل 9 و 10 كتاب آفاق تمدنی انقلاب اسلامی

—آفاق تمدنی انقلاب اسلامی

 

—انقلاب اسلامی،انقلاب تمدن ساز،دانشگاه ایرانی، دانشگاه تمدن ساز

ضرورت های عصر جدید ایجاب میکند تا تعریف تازه ای از مفهوم دانشگاه انجام گیرد. دانشگاه علاوه بر اینکه بر دو منبع میراث اسلامی و ایرانی تکیه دارد باید بتواند راه را برای اعتلای تمدن ایرانی و اسلامی در آینده فراهم کند.این حرکت نیازمند توجه به ابعاد فرهنگی و تمدنی دانش است. در عصر جدید نقش های تازه ای بر دوش دانشگاه قرار داده شده 

این کار نیازمند توجه دانشگاه به وظایف خود در تمامی عرصه‌های تمدنی است یعنی اینکه دانشگاه با وسعت نظر در حوزه سیاست گذاری بتواند هم نیازهای تکنولوژیکی تمدنی را پی

—راه رسیدن به تعالی و توسعه

برای رسیدن به تعالی و توسعه هر ملتی نیازمند برخورداری از تمدن بزرگ و اصیل است در ایران اسلامی فقط با احیای تمدن کهن و باشکوه خردمدار و دین محور ایرانی این امر یعنی تعالی و توسعه محقق می‌شود. در همین جهت نظام آموزش عالی کشور می‌بایست به دنبال ارائه الگویی از دانشگاه فعال و سرآمد باشد که بتواند در کنار حفظ باورها و اعتقادات دینی و توجه به دیرینه باستانی و اسلامی توسعه علمی پژوهشی و مهند

 

—تعریف تمدن

—تمدن پدیده‌ای در هم تنیده از رویدادهای اجتماعی ،اقتصادی،سیاسی ،هنری و ادبی است که در طول تاریخِ مجموعه انسانی رخ می‌دهد. به همین جهت تمدن دارای هویت فرا تاریخی است که می‌

—تمدن محصول اجتماعی شدن انسان است به این معنی که با پیچیده تر شدن روابط انسانی تعریف می‌شود پس تمدن خود را درروابط انسان‌ها با یکدیگر تعریف می‌کند. در بعد اجتماعی تمدن حاصل پذیرفتن نوعی نظم در رابطه انسان‌ها با یکدیگر می‌باشد به طور کلی تکامل از .

—فرهنگ یادآور پییشرفت‌های فردی همه افراد یک ملت است اما تمدن پیشرفت‌های جمعی کلیت یک ملت از گذشته تا به امروز است. تمدن واحدی عام برای تحلیل یک اجتماع ا

—

مثال: (هم خانه‌ای که می‌سازیم مورد توجه است هم اندیشه و نگرش دینی که پشت آن خانه است به عبارتی ابعاد مادی ساخت خانه که شامل شیوه مهندسی ،مصالح و ...هستند 

—تعاریف تمدن از منظر اندیشمندان

—

—ویل دورانت بین فرهنگ و تمدن مرز مشخصی قائل می‌شود  اندیشه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی جوامع را زمانی تمدن به حساب می‌آورد که شهرنشینی شکل گرفته باشد یعنی وی

—

•ابن خلدون معتقد است که مولفه‌های تمدن شامل جمعیت، ثروت کار، صنعت، دانش ،هنر، جغرافیا، شهرنشینی ،دین،عصبیت است .

•ولاهاوس مؤلفه‌های تمدن را شامل مقررات و قانون،دولت ،خط ،هنر، زبان ،دین و دانش می‌داند.

•پس بر اساس تعاریفی که از تمدن ارائه شد نشان می‌دهد کشوری متمدن است که از شاخص‌های توسعه انسانی و فرهنگی در گذشته و زمان حال برخوردار باشد.

—مؤلفه‌های تمدن به دو بخش سخت‌افزاری و نرم‌افزاری تقسیم می‌شوند:

—مؤلفه‌های نرم‌افزاری شامل علم دین و هنر هستند که همان عناصر ذهنی و معنوی یک تمدن محسوب می‌شوند که در طول تاریخ همین عناصر ذهنی و معنوی موجب شکل‌گیری و تجلیات عینی و مادی تمدن شدند.

—مولفه‌های سخت‌افزاری یا مادی شامل جمعیت انسانی،شهرها (شهر در معنی هم دولت نظام سیاسی و سرزمین است) اقتصاد و فناوری.

—نقش مؤلفه‌های نرم‌افزاری، محتوا بخش به رفتاری گروه از انسان‌ها در طول تاریخ است در حالی که مؤلفه‌های سخت‌افزاری نظام‌هایی هستند که رفتار این انسان را در درون و بیرون تنظیم می‌کنند.

—ابعاد و نظریات تمدن

 

ابعاد تمدن :1)مادی  2) معنوی

 

از آنجا که مفهوم تمدن دارای ابعاد مادی و غی

در بستر نظریات تحول اجتماعی تحلیل دگرسی‌های تمدنی در طول تاریخ تابع سه دسته از نظریات است:

 

—

نظریه تکاملی: حامیان این نظریه معتقدند:

§ که تاریخ همواره به سوی تکامل در حرکت است.

§به طور عمومی هر جامعه و پویایی تاریخ انسان جزو مواردی استثنایی، عمدتا نمودار نوعی پیشروی و مسی

—نظریات تمدن تکاملی خود به دو بخش تقسیم می‌شوند:

 سیر مستقیم تکامل، سیر نوسانی تکامل

سیر تکامل مستقیم :حامیان سیر مستقیم تکامل افرادی چون هربرت اسپنسر، کارل مارکس ،آگوست کنت.

 معتقد هستند که تغییر اجتماعی نتیجه توسعه فکری انسان است این سیر در سه مرحله صورت گرفت:

—مراحل تکاملی کنت

—نظریات

 

کارل مارکس نیز سیر تاریخ را بر بنیاد اقتصادی میداند که  پیش به سوی جامعه آرمانی پیش میرود وی معتقد است تاریخ

اسپنسر سعی کرد توجه به داده‌های تاریخی نشان دهد که جوامع بشری در خط مستقیمی پیش می‌روند و پس از گذر از مرحله ابتدایی و مرحله متوسط به مرحله پیشرفته می‌رسند و  در حالی که در مرحله اولیه زور و تنازع بقا  حاکم است درمرحله نهایی،انسان به صنعت و ابزار دست می‌

 

سیر تکامل نوسانی: در این نظریه این اعتقاد وجود دارد که سیر تاریخ متضمن خیز و جهش است و فراز و نشیب دارد با تندی و کندی صورت می‌گیرد در مجموعه این نظریه معتقد است سیر کلی ح

 

—ادامه نظریات...

 

نظریه دورانی:

•معتقدان این نظریه باور دارند تاریخ قابل تکرار است.

•تحولات حالت دوری دارند یعنی تمدن یا جامعه متولد که می‌شود دوران رشد و نموی خود را پشت سر گذاشته‌ و به پیری و فرتوتی می‌رسد و از بین می‌رود .

•از این مرحله جامه دیگری شکل می‌گیرد که آن نیز همین سرنوشت برایش تکرار می‌شود البته در هر دوره جامعه یا تمدن جدید نسبت به قبلی تکامل یافته‌تر و پیشرفته‌تر است

•این تئوری بسیار قدیمی است که متفکران یونان

—

—

—

—عصر خدایان که در این دوره اندیشه‌های خداباورانه همه شئون انسانی را رقم می‌زند و استیلای تام بر تفکرات و اندیشه و فعالیت بشری دارند در این مرحله انسان خشن و پرشور بود و به خلق خانواده زبان اساطیر پرداخت و تخم تمدن را کاشت در این دوره جامعه پدر

—دوره دوم عصر قهرمانان است که آن دوره فئودالیسم و قدرت گرفتن شوالیه و اشراف است پایان این سیر به تمدن می‌انجامد که بر اثر شرایطی خاص وضع مردم به لحاظ ثروت دستخوش نابرابری می‌شود اعتنا به تجمل و فساد حسد و خشونت را به دنبال دارد انسان به

—

—نظریه انحطاط: اندیشمندانی که قائل به این نظریه هستند جوامع بشری رادارای یک سیر قهقرایی

—

—

—ترکیبی: برخی نظریه پردازان به ترکیب نظریات متوسل شدند، ویکو فلسفه تاریخ را ترکیبی از دو نظریه تکاملی و انحطاط می‌داند و معتقد است روند توسعه جوامع در طول تاریخ سه مرحله اساسی دارد:

—

بصیرت تاریخی جنبه معنوی یک تمدن است که هویت و فرهنگی را برای ملت می‌سازد و آنها را در تولید دستاوردهای مادی توانا می‌کند جنبه معنوی زندگی انسانی کلیه فعالیت‌های افراد را در طول تاریخ به یکدیگر گره می‌زند و هویت جمعی مشترکی را خلق می‌کند ای

 

 

.1تولد هر تمدن نتیجه آگاهی و بصیرت تاریخی مجموعه انسانی در ابعاد مادی و معنوی است.

.2 آگاهی جمعی تداوم تاریخی این آگاهی هر زمانی که بصیرت تاریخی افول کند تمدن سیر نابودی را در پیش می‌گیرد

.3بصیرت تاریخی مانند نمایشنامه از پیش نوشته و ترسیم شده امکان تداوم تولیدات عینی را در آینده می‌دهد.

.4 از سوی دیگر بصیرت تاریخی یک تمدن باید ظرفیت تازه‌ای در خود ایجاد کند تا بتواند برای شرایط و نیازهای جدید پاسخی بیابد.

—

—

—

 

ویژگی‌های عمومی تمدن اسلامی ایرانی:

در یک تقسیم بندی تاریخ ایران را به دو دوره پیش از ورود اسلام و پس از آن تقسیم می‌کنند و زمان ورود اسلام به ایران از ۵ مرحله تشکیل می‌شود

—

—ورود اسلام تا قرن دوم،

— عصر طلایی تمدن ایرانی اسلامی که اندیشمندان این دوره عبارتند از جابربن حیان، خوارزمی مسعودی ،خواجه نصیر و ابن رشد،

—حمله مغول و آسیب‌های تمدنی،

—روی کار آمدن صفویه و تاثیرگذاری تشیع در حوزه سیاست ،

—عصر انقلاب اسلامی ایران.

 

 

نظریه دانشگاه تمدن ساز در صدد این است که یکی از مهم‌ترین شرایط تاریخی کشور امت مسلمان را حول محور هویت ایرانی اسلامی متحد سازد. در گام بعدی به دنبال ارتقای سطح علمی اقتدار ملی و حاکمیت دینی و رفع اختلاف‌ها و ابتذال‌ها در حوزه مختلف است که در این سیاسی دانشگاهی دانشجویی دانشجویی با استفاده از تمدن

—

—

(در شاهنامه فردوسی کاوه آهنگر با سرشت پاک خود علیه ضحاک ظالم قیام می‌کند). پاکی و بزرگی انسان به ذات خوب و بد انسان ارجاع داده نمی‌شود و در انسان شناسی این تمدن نگرش نژادپر

—هستی شناسی: وجه اشتراک تفکر اسلامی و هستی شناختی در تمدن ایرانی در سه عنصر حق مداری هدفمندی و نظام احسن است به این معنا که جهان بیهوده خلق نشده است حق مداری جهان خود به خود هدفمند بودن عالم آفرینش را به همراه دارد یعنی جهان آفرینش ب

—

 

—خداشناسی: در اندیشه ایرانی هرگز چندگانه پرستی نبوده و اندیشه وحدت که بن‌مایه دینی دارد به حوزه هستی شناسی نیز نفوذ پیدا کرده.

—انسان شناسی: در تاریخ تمدن ایرانی اسلامی سرشت انسان از گوهری پاک برخوردار بوده است و انسان موجودی نیک سرشت ترسیم می‌شد ادیان کهن مانند زرتشت برای انسان نهادی

—

—

—سیاست و اخلاق ( عقل عملی): در تمدن ایرانی و اسلامی دین با دو مسئله معرفت و سیاست در هم آمیخته است سیاست

 

—معرفت شناسی (عقل نظری): علم و دانش در تمدن ایرانی اسلامی اهمیت زیادی دارد تا جایی که خردورزی نزد ایرانیان از برترین فضایل محسوب می‌شد و از طرفی دیگر نهاد معرفت نیز با نهاد دین در هم آمیخته است.

—

—دانش و دانشگاه در تمدن ایرانی و اسلامی:

—در هم تنیدگی کار ویژه‌های تمدن و دانش به خصوص کانون‌ها و نهادهای دانش یعنی دانشگاه آشکار بوده است تمدن ها همیشه با تکیه بر دانش محتوای خود را گسترش داده و ساختار بنیادین خود را توسعه بخشیدند با اوج‌گیری ارزش‌های فرهنگی و همگانی شدن آن تمدن‌ها همواره به دانشگاه به عنوان کرسی یادگیری و تحقیق تکیه کردند. وحدت ارزش شناختی و غایت شناختی تمدن و دانشگاه روندی طولانی از دگرگونی‌ها و تغییر شکل گرفته است ایران در دوره باستان با تاثیر از آیین میترایی و اندیشه دیگر تمدن‌های شرقی و آسیایی توانست پایه‌ریز تمدنی بزرگ شود که در

—

—

—در ایران باستان در درون درباربخش‌هایی برای آموزش فرزندان اشراف وجود داشت و بیرون از دربار در میان ایرانیان سینه به سینه انتقال می‌یافت. در دوره اسلامی این جریان شکل و سرعت متفاوتی به خود گرفت که بعد از ورود اسلام به ایران زمینه ای برای نزدیکی تمدن ایرانی با حوزه تمدنی جدید که اسلام بود فراهم شد تمدن ایرانی اسلامی به دو قرن زمان نیاز داشت تا بتواند به یک کلیت منسجم تبدیل شود از اواخر قرن چهارم عصر طلایی علمی تمدن ایرانی و اسلامی آغاز شد اولین و پر اهمیت‌ترین مرکز پرورش و گسترش علوم و فنون در جهان اسلام بیت الحکمه بغداد بود که این

—

—

—در سرزمین ایران نیز نهاد آموزش در دوره اسلامی شکل منسجم‌تری گرفت که باعث تولد نظامیه‌ها شد نظامی‌ها مراکز علمی در قلمرو اسلامی بودند که در نیمه دوم قرن ۵ با حمایت خواجه نظام الملک وزیر سلجوقیان در بغداد و نیشابور تاسیس شد از مهمترین مرا

—پویایی تمدن ایرانی اسلامی باعث شد این دو حوزه تمدنی با روی باز با حوزه فکری یونانی و رومی روبرو شده و علوم عقلی از جمله حکمت کلام فلسفه و نیز علوم نقلی رشد روزافزونی یافت علوم مربوط به شهر که از حوزه دین برآمده بودند که شامل علم تفسیر، قرائت ،حدیث، فقه کلام، اصول،تصوف ،عرفان و..بود تمدن ایرانی اسلامی ظرفی بود که دستاورد تمدن‌های پیشین را در خود گرد می‌آورد این تمدن پس از بارور شدن از سه راه بر سرزمین‌های دیگر اثر گذاشت:

—

—

ترجمه کتب عربی به زبان اروپایی در قرن پنجم تا هفتم

مواجهه مسلمانان با مسیحیا

تدریس و استفاده از کتب عربی که دانشمندان مسلمان آنها را در مراکز علمی نوشته یا ترجمه کرده بودند

عصر زرین فرهنگ ایرانی شامل این دوره تا زمان حمله مغول است که در این دوره نهادهای علمی که شامل مدارس و مکاتب بودند ر حال و هوای گسترش فرهنگی بودند و هیچ مرز ملی را نم

علل توسعه دانش در ایران:

q اهمیت دانش در میان اقشار مختلف

qدر هم آمیخته بودن دین و دانش

qحمایت نهاد دولت از کسب دانش و دولتی بودن نهادهای علمی

qخردورزی ایرانیان

qتعامل علمی و تمدنی با حوزه فکری خارج از تمدن خویش

—

زمینه‌های گسترش دانش در جهان اسلام:

(1تشویق اسلام و مسلمانان به کسب علم،

(2تشویق اسلام به تفکر در طبیعت و شناخت جهان،

(3ارزش ذاتی علم و کسب آن از هر کسی،

(4نگرش جهان وطنی دانشمندان مسلمان به علم و تعامل جهان با مراکز علمی در کل جهان،

(5روحیه حقیقت جویی در برابر تعصب ورزی دینی مسیحیت و تعصب قومی مغول‌ها،

(6قائل بودن به وحدت علوم دین کثرت آنها

که نتیجه این ویژگی‌های متنوع باعث تکامل تمدن ایرانی و اسلامی شد ه باعث ویژگی‌های منحصر به فردی برای دانش نهادهای متولی آن شد:

—

.1تمدن پویا: که تمدن ایرانی اسلامی در تاریخ خود برونگرا داشته است و دانش در این تمدن در درون و محصول نبوده است و همین موجب خلاقیت و نوآوری می‌شد تا هم از دستاوردهای تمدن دیگر استفاده کند و هم خود را بر آنها تحمیل کند

.2حکمت و دین در این تمدن با یکدیگر عجین آمد.

.3استقلال نهاد دانش و ارتباط آن با دولت موجب رشد و گسترش آن شد.

.4بررسی عقلانی امور و پدیده‌ها به موازات اسلام به عنوان شریعت باعث عمق و غنای دستاوردهای علمی شد .

.5گسترش کتابخانه‌ها مدارس و مکاتب فکری باعث فراگیر شدن علم و سهولت دسترسی به آن شد

.6تضعیف تدریجی تعصبات نژادی و قومی از دستاوردهای تربیت تدریجی علم و دانش‌گرایی بود

.7توجه به جنبه‌های دنیوی و اخروی دانش به موازات یکدیگر موجب نشاط و شادابی شکوفایی شد

.8آزادی علمی و پژوهشی و ابراز عقیده به عنوان موتور محرک و پیش برنده علم و دانش است

.9توجه به ارزش علم آن را بر سطح نشانده و جامعه خردورز و تعقل گرا را پدید آورد.

.10امروزه مهم‌ترین کانون دانش در جوامع مختلف عنوان دانشگاه را به خود گرفته است دانشگاه‌های امروز بیش از هر زمان دیگری به نهادهای تبدیل شدند که علاوه بر کارکردهای علمی دارای نقشه تاثیرگذار اجتماعی فرهنگی و تمدنی هستند.

.11 دانشگاه به عنوان نهاد پیچیده فرهنگی و کانونی مهم برای انتظام اخلاقی و اجتماعی جامعه است و به بهبود کیفیت زندگی و حفظ پویایی و نشاط جامعه کمک می‌کند این نهاد بزرگ همچنین به عنوان هسته‌ای پیشتاز تحولات است که با رصد تغییرات اجتماعی و فرهنگی در حوزه علم و فناوری جامعه را توانمند می‌کند.

—

تولید دانش (پژوهش)،     انتقال دانش (آموزش)،    اشاعه و نشر دانش (خدمات)

 

از بین سه کارکرد تولید دانش از مهمترین کارکردهای دانشگاه در جوامع صنعتی و نوین است دانشگاه با این کارکرد به طور همزمان هم عامل تغییر در جوامع است چون با تولید دانش و فناوری نو را ممکن می‌کند و رشد و گسترش این فناوری چهره جامعه را به روز می‌کند و

 

دومین کارکرد دانشگاه انتقال دانش تولید شده به نسل جوان برای تربیت دانش آموختگان فرهیخته و تربیت نیروی انسانی متخصص برای جامعه است دانشگاه‌ها در جوامع صنعتی نوین نه تنها عامل تحولات علمی و فناوری تو بخش اقتصاد و تولید،توزیع(بازرگانی)،پشتیبانی (خدمات) هستند در کنار این منشا نواندیشی و جنبش‌های اجتماعی و فرهنگی در جامعه نیز می‌باشند از طرف دیگر دانشگاه به طور همزمان تامین کننده نیروهای انسانی متخصص برای بخش‌های مختلف اجتماعی فرهنگی اقتصادی و سیاسی جامعه هستند.

 

کارکرد سوم دانشگاه اشاعه و نشر دانش است که در ان  امکان‌پذیر است.

—

—

—با بررسی کارکرد و رسالت دانشگاه مشخص می‌شود که شالوده‌های تمامی ویژگی‌ها و مشخصه تمدن در کارکردهای دانشگاه که دیده می‌شود اگر کشوری بخواهد صاحب تمدن بشود یا آگاهانه تمدن سازی کند لازم است در جهت اهداف تعیین شده به صورت فعال و در قالب برنامه بلند مدت کوتاه مدت فرهنگ سازی، ساختار سازی حرکت کند. دانشگاه علاوه بر شکل دهی و باز تولید تمدن در پویایی و استمرار آن نیز نقش دارد دانشگاه در روند اجتماعی کردن نقش دارد و فرهنگ را به سطح عمومی جامعه انتقال می‌دهد این انتقال باعث می‌شود ملت به هویت خود دست پیدا کرده و ملت بی‌هویت بی‌ریشه بوده و به راحتی مرعوب به بیگانگان می‌شوند و در کشاکش تهاجم فرهنگی استحاله شده و تمدن خود را از دست می‌دهند دانشگاه به جامعه هویت می دهد.

دانشگاه تمدن ساز:

—بر اساس ضرورت‌ها و شرایط متفاوت عصر جدید تعاریف تازه‌ای از دانشگاه در قرن ۲۱ ارائه شده است بر این اساس نقش‌های تازه‌ای بر دوش دانشگاه قرار داده شده است که دانشگاه علاوه بر وظیفه تولید تولید علم و فناوری در حوزه‌هایی مانند حفظ و تقویت نقاط فرهنگی مدیریت تحول در فرهنگ و گفتگوی میان فرهنگی چه در خود فرهنگ رسمی چه در میان فرهنگ رسمی و با دیگر خرده فرهنگ کشورها و فرهنگ‌های فراملی و بین‌المللی نقش دارد دانشگاه همچنین این توانایی را دارد تا مانند پلی میان فرهنگ انسان مدار و فرهنگ تکنولوژی که دومین خصیصه آکادمی در غرب و دیگر دانشگاه‌های در شرق از عمل کرده و شکاف میان آنها را با انسان مدارتر کردن آکادمی حل کند.

—

—این اندیشه نیازمند توجه دانشگاه به وظایف خود در عرصه‌های تمدنی است یعنی با وسعت نظر هم ضروریات تکنولوژیک تمدنی را پیگیری کند و هم الزامات فرهنگی و انسانی آن را مورد توجه قرار دهد دانشگاه می‌تواند نقش نزدیکتر ساختن فرهنگ آکادمیک و فرهنگ عامه را بر عهده بگیرد پس دانشگاه‌ها با ایفای نقش متفاوت متنوع و تعیین کننده خود در بعد جهانی به عنوان نگهدارنده انتقال دهنده و تقویت کننده در عرصه فرهنگ به شمار می‌روند.

—دانشگاه و تمدن سازی در ایران امروز پس از انقلاب داد:

—انقلاب اسلامی ایران تحولی در نگرش و بصیرت تاریخ تمدنی به وجود آورد مولفه‌های سخت‌افزاری تمدن به عنوان میراث گرانقدر و برجا مانده از گذشته موجود بود هرچند نیاز به روز و روز آمدن آن در رقابت تمدنی با غرب دچار نواقص جدی شد تا ابعاد فراموش شده تمدن ایرانی اسلامی خود را زنده کند که انقلاب اسلامی لوازم آن را فراهم کرد در تحلیل فرهنگی انقلاب اسلامی باید آن را پاسخی به شکاف دانش و فرهنگ از یک سو و از سوی دیگر شکاف تمدنی برخاسته از سه حوزه تمدنی ایرانی اسلامی و غربی در عصر جدید دانست .

—

—در دوره پهلوی ایران بر سه راهی انتخاب تمدن باستانی،اسلامی،غربی،دچار سردرگمی و بحران هویت جدی بود و دانش هم معطوف به توسعه جزو اصلی‌ترین دغدغه سیاستگذاران فرهنگی آن روزگار بود

—اما انقلاب اسلامی ایران با تقویت فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی و تضعیف تمدن غرب راهی برای حل این مشکل باز کرد به دنبال تغییر و تحول که بخشی در ساحت ذهنی تمدن ایرانی و بخشی در حوزه عینی ایرانی رخ داد شاخص تولد مفهومی تازه از تمدن و دانشگاه هستیم که مطابق بصیرت تاریخی ایرانیان باشد و همچنین دانشی تولید کند که برگرفته از فرهنگ اسلامی و ایرانی باشد.

—امروزه دانشگاه در عرصه علمی و کاربردی به ویژه دانش‌های نو به افق روشن دست یافته که هیچ روی قابل انکار نیست بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های تمدن مربوط به انسان است که بحث درباره آن و چاره جویی برای رفع مشکلات احتمالی از عهده علومی به غیر از علوم انسانی خارج است اما متاسفانه تاکنون به نحو تعجب انگزی این علم مغفول مانده و چنان می‌نماید که گویی از دسته این علوم به حال خود رها شده و هیچکس هم یاری و تلاشی برای بهبود اوضاع ندارد.

—بدین ترتیب دانشگاه تمدن سازی یک رویا و خیال نیست تاریخ ایران چه در دوره قبل اسلام و چه دوره اسلامی سابقه تمدنی روشن و شفاف و درخشانی داشته است انقلاب اسلامی فضای ذهنی لازم برای این امر مهم (تمدن سازی) فراهم کرد.

—

—حکومت دینی منبعث از انقلاب اسلامی باید بتواند باز تولید و احیاگر تمدن نوینی باشد ه برای مدت‌ها نتوانسته بود در قالب حکومت دینی ابراز وجود کند عدم موفقیت و آسیب پذیری انقلاب ایران را به نهایت خواهد رساند و برعکس توفیق در این پروسه تمدن ساز حاشیه و عمق امنیتی را برای وسعت عمق جهان اسلام  به ارمغان می‌آورد.

—انقلاب اسلامی ایران توانسته بعد معنوی و روحی مقبول مانده از تمدن ایرانی اسلامی را بار دیگر وارد حوزه عمومی کند به عبارت دیگر این تمدن بر انسان دو ساحتی بنا شده است هم مادی هم معنوی،؛تمدن اسلامی همین دنیایی است هم ماورای طبیعت گرا به همین دلیل نه دنیا گریز است و نه دنیا مدار اما هم دنیاگراست هم آخرت گرا.

دانشگاه تمدن ساز به عنوان نهاد متولی آموزش عالی در کشور دو دسته اهداف کلی را دنبال می‌کند:

— دسته اول اهدافی هستند که ثبات و تثبیت علم و تمدن را در دانشگاه و از طریق آن پیگیری می‌کنند حس ارزش‌های مورد انتظار از یک دانشگاه تمدن ساز ایرانی _اسلامی، تثبیت علم و ثبات دانشگاه را در پی دارد در این حالت است که دانشگاه می‌تواند کار ویژه خود یعنی تولید علم را محقق سازد یگر هدف دانشگاه تمدن ساز حرکت در جهت پیشرفت تکامل توسعه و ترقی است نوآوری در حوزه بصیرت و علم به منظور گسترش ظرفیت‌های تمدنی است.

—

—

—به این ترتیب دانشگاه تمدن ساز دانشگاه دانش محور و عملگر است که این دانشگاه به دنبال ایجاد جهش و جنبش در علم و تولید است در همین راستا هم انقلاب فناورانه و هم سخت‌افزاری نیاز است نبش نرم‌افزاری تسهیل کننده حرکت تمدن سازی و روان کننده موتور سخت‌افزاری و به نوعی هدایت بخش آن به سمت افق تمدنی است در این مسیر همواره خردگرایی عقل باوری دانش محوری از ستون‌های اصلی تمدن‌های مختلف بوده و با اوج و افول آگاهی و معرفت انسانی نسبت به خدا ،خود ،هستی و طبیعت تمدن‌ها ظهور یا افول کردند.

—

—دانشگاه تمدن ساز محیطی است با ساختار هوشمند و خلاق که دغدغه بازاندیشی تمدنی و بازسازی اجتماعی را دارد و به دنبال تولید و اشاعه الگوی تمدنی فرهنگی و اجتماعی است .

—دانشگاهی است که دغدغه تربیت شهروند فرهنگی و اشاعه فرهنگ شهروندی بومی و جهانی را دارد.

—دانشگاهی است که ارتباطی با دغدغه گسترش و تقویت ارتباط‌ها و تعامل‌های علمی فرهنگی اجتماعی میان ادیان مکاتب فکری و فلسفی و ملت‌ها را دارد.

—دانشگاه معنویت گرا که در پی رهبر معنوی و جهت دهی فرهنگی جامعه است.

—دانشگاهی است که ارزشگرا در عین پرداختن به علم به عنوان یک اصل علم جهت‌دار الهی را مبنا و چهارچوب حرکت علمی خود قرار می‌دهد.

—دانشگاهی است که پروژه محور دانش گرا و معرفت ساز.

—دانشگاه فن گرا تخصص محور و مهارت ساز.

—دانشگاه توسعه جو که به معنای واقعی دغدغه توسعه علمی دارد و چشم انداز آن توسعه متوازن و همه جانبه ملی است.

—دانشگاه نخل محور است که نسبت به جامعه دولت سیاست اقتصاد فرهنگ احساس تعهد داشته و به سالم‌سازی آن علاقه دارد.

—دانشگاه میان رشته‌گرا و فرار رشته‌گرا که در قالب‌ها و مرزهای سنتی ترسیم شده در دانشکده‌ها و آکادمی‌ها و رشته‌های علمی باقی نمی‌ماند.

—

—

—دانشگاه آموزش محور که آموزش مستمر با هدف روزنامه‌سازی کلیه عناصر دانشگاهی اعم از استاد کارمند مدیر و ساختار خود دارد.

—دانشگاه نخبه‌گرا که در عین اعتقاد به همگانی شدن تحصیلات عالی راه رشد و ترقی و تمدن سازی را در عنایت خاص به نخبگان و خواص می‌داند دانشگاه تمدن ساز باید نخبه‌گرا باشد چون مفاخر و مشاهیر هر تمدن از بنیادهای هویت بخش و فرهنگ‌ ساز آن هستند لذا نخبه پروری که بخشی از توسعه انسانی هر تمدنی است باید در تمامی ابعاد دانشگاه مورد توجه قرار گیرد.

—دانشگاه تمدن ساز دانشگاه انسان ساز است تا زمانی که توسعه انسانی بر حسب نیاز و ضرورت‌های صرفاً مادی شکل گیرد زندگی و تمدن برخاسته از آن روی حرکت ندارد .

—دانشگاه تمدن دانشگاه پاسخگو در برابر نیازهای جامعه است این دانشگاه هم دغدغه علم برای علم را دارد هم دغدغه علم برای زندگی را.

—دانشگاه تمدن ساز پویاست زیرا تمدن اسلامی ایرانی برای تثبیت خود در اوج قله‌های پیشرفت و کمال به عنوان الگوی موفق از توسعه تمدنی همواره باید نشاط پویایی و شادابی و تحرک خود را حفظ کند.

—

—

—دانشگاه تمدن ساز از آن جهت دانشگاه سلامت است که در کنار ابعاد مادی زندگی بشری وجوه معنوی آن را که دارای عینیت تاریخی در گذشته هستند مورد توجه قرار می‌دهد تمدن مجموعه در هم تنیده از ویژگی‌های معنوی مادی عقلانی و احساسی گفته می‌شود که جامعه یا یک گروه اجتماعی را از دیگر جوامع متمایز می‌کند تمدن در این رویکرد نه تنها اقتصاد فناوری، هنر و ادبیات است بلکه شامل شکلی از زندگی، حقوق اساسی انسان‌ها ،ارزش‌ها و سنت‌ها نیز می‌شود.

—دانشگاه به عنوان سرمایه عظیم فرهنگی نه تنها بازتاب دهنده هویت و فرهنگی ایرانی بلکه سهم چشمگیر قابل توجهی در ماندگاری و پایایی هویت و فرهنگ دارد؛ با نگاهی به حوزه‌های مختلف و تاثیر گذار در شکل‌گیری تمدن ی‌توان جایگاه دانشگاه را به عنوان پلی میان دانش و فرهنگ برجسته و کارآمد مشاهده کرد.

—دانشگاه تمدن ساز تولید محور است این تولید و خروجی محوری از عرصه‌های نظری و ارزش‌های معرفتی تا خروج محصولات عینی را در بر می‌گیرد دن اسلام به شواهد شرقی‌ها و غربی‌ها اختراعات و کشفیات زیادی را به بشریت تقدیم کرده است.

—

—

—نتیجه گیری :

—برای داشتن کشوری قدرتمند در عرصه حاضر باید همگی با اتکا به تعامل داشته‌های تاریخی خود دگرگونی خلاق را رقم زنیم که محتوای فرهنگی دو پاره تمدن ملی ما یعنی اسلامیت و ایرانیت را در خود جمع کرده باشد تنها از این طریق می‌توانی بر موج سهمگین یکسان سازی غربی پیروز شد دانشگاه حلقه اتصال و تعادل بخش تمدنی بزرگ ایران اسلامی است پر کردن شکاف تمدنی و ایجاد تفاهم بین ال ذهنی در شناخت کیستی و چیستی مسلمان ایرانی و در نهایت دستیابی به احیا و بازسازی آرمان تمدن نوین ایرانی نیازمند باز تعریف نقش و ماموریت دانشگاه است. حفظ حیات دانشگاه در عصری که سوالات بشری کیفیت فرهنگی و تمدنی یافته تنها با پیگیری علم ابزاری امکان‌پذیر نخواهد بود در چنین شرایطی دانشگاه نمی‌تواند تنها هدف خود را دستیابی به فناوری قرار دهد. تغییر نقش و کارکرد دانشگاه در عصر جدید باید به صورت طبیعی از ایران آغاز شود ایرانی که همزمان در حال نشر تمدن است؛تمدنی نوین بر پایه دین دو ساعتی برای ساختن انسانی دو ساحتی.

—

— فصل 10:         نقش تعلیم و تربیت اسلامی در تمدن سازی

مقدمه

—تمدن به عنوان نماد رشد و پیشرفت جوامع انسانی است که جایگاه ویژه‌ای در عرصه شناخت ویژگی‌ها و خصوصیات فکر و فرهنگی ملت‌های صاحب آن تمدن دارد. با نگاهی دقیق‌تر به هر تمدنی می‌توان به عمق اندیشه و روی حاکم بر آن تمدن پی برد و بینش‌ها و نگرش‌هایی که در آن تمدن وجود دارد را شناخت وبراساس آن می‌توان میزان رشد و تعالی آن تمدن را بررسی کرد. آنچه در پس هر تمدن نهفته است پشتوانه‌های فکری فرهنگی حاکم بر آن تمدن است آن پشتوانه‌های فکری فرهنگی را می‌توان در جای جای آثار و ابزار برآمده از آن تمدن شناخت. بر این اساس با مطالعه نوع اندیشه حاکم بر یک جامعه به خوبی می‌توان جنبه‌های مختلف تمدن که آن تمدن برآمده از این اندیشه‌ها است را شناخت.

—در حقیقت هر تمدنی مانند موجود زنده‌ای است که روح و روان آن یعنی همان فکر اندیشه و فرهنگ حاکم بر آن تمدن است و ابزارها و دستاوردهای مادی تمدن در حکم کالبد هستند که متاثر از همان روح و روان (اندیشه و فکر های) آن تمدن هستند. اگر بتوان  وابستگی و تاثیرپذیری تمدن از جهان‌بینی و ارزش‌های حاکم بر جامعه را به تصویر کشید به خوبی می‌توان نقش بنیادین تعلیم تربیت در ایجاد یک تمدن را برجسته کرد چون این تعلیم و تربیت است که در بینش و نگرش انسان و نوع نگاه او به عالم هستی اثر گذاشته و در نهایت فرهنگ و ارزش‌های خاصی را برای وی تعریف می‌کند. به همین جهت است که تعلیم و تربیت دینی ه عنوان رکن اساسی در جهت ایجاد جهان‌بینی و فرهنگ یک ملت عامل اساسی در تشکیل تمدن دینی است.

 

—

—تعریف تمدن

—واژه تمدن از سوی انسان‌های قرون معاصر ساخته و پرداخته شده است تا بر اساس آن تاریخ انسانی و جغرافیایی را از ابعاد مختلفی علمی هنری اقتصادی و غیر مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

—هنری لوکاس معتقد است که در پاسخ به سوال تمدن چیست مری دشوار بوده که در نهایت به مسائل فلسفی می‌رسد وی معتقد است تمدن پدیده‌ای در هم تنیده است که مسائل اجتماعی اقتصادی سیاسی را در بر گرفته و هم گسترش کمال و هنر و ادبیات و علم و فلسفه و اختراعات را شامل می‌شود.

—

—ویل دورانت معتقد است تمدن نظمی اجتماعیست که از چهار رکن اساسی تشکیل شده است پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی سازمان سیاسی سنن اخلاقی و کوشش در راه معرفت و بسط هنر.

—ویل دورانت معتقد است تمدن نظمی اجتماعی است که چهار رکن اساسی دارد که آن عبارتند از پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی،سازمان سیاسی، سنن اخلاقی و کوشش در راه معرفت و بسط هنر،دورانت با اشاره به نقش برخی از عوامل مادی مانند جغرافیا و محیطی در شکل‌گیری تمدن تاکید می‌کند که اگرچه شرایط مادی برای پیدایش تمدن ضروری است اما شرط کافی نیستند و هر تمدنی نیازمند وجود برخی از عوامل و شرایط روانی و غیر مادی هم نیز هست (اندیشه ،فکر ).

—ابن خلدون: معتقد است وجود حس تعاون همکاری و تعامل بین انسان‌ها مهم‌ترین عامل تشکیل نهادهای انسانی است و وی سخن از لزوم گونه همبستگی ملی برای دستیابی به این هدف سخن گفته که از آن تحت عنوان عصبیت یاد کرده.

 

—

— نتیجه تعاریف ما را به این نکته می‌رساند که تمدن امری تک بعدی نیست بلکه مجموعه‌ای است که متاثر از دارایی‌ها و ذخایر مادی و معنوی یک ملت است که تمامی منابع طبیعی و جغرافیایی سرمایه دینی و اجتماعی و علمی آن ملت را در بر می‌گیرد و از همین جهت است که تعامل و ارتباط هر تمدن با مؤلفه‌های غیر مادی در کنار مولفه‌های مادی در شکل‌گیری تمدن تاثیرگذارند بیش از اینکه نیازمند به وجود به وجود آمدن شرایط مادی باشد نیازمند یک سلسله مولفه‌های غیر مادی است.

—

—تعریف فرهنگ

—در باب فرهنگ تعاریف بسیاری ارائه شده است که هر یک از این تعاریف متفاوت بیانگر دیدگاه‌های فکری آن اندیشمندان است. فرهنگ مجموعه‌ای از ارزش‌ها آداب و سنت‌های اجتماعی است که بر مناسبات و تعاملات یک جامعه حکمفرما است در این نگاه فرهنگ نظام و ساختار اجتماعی است که در طول تاریخ به وجود آمده و شامل طرح‌های نهان و آشکار برای زندگی بوده و ناظر بر رفتار و کردارهای بشری است.

—

—

—استفان مور دو مولفه اصلی فرهنگ را ارزش‌ها و هنجارهای هر جامعه می‌داند  ارزش در نظر او اصولی است که رعایت شیوه خاصی از کنش‌ها را به جامعه گوشزد می‌کند و هنجار نیز الگوی رفتاری مورد قبول جامعه است که نشان دهنده عملکرد مردم در وضعیت خاص است.

—

—در نگاهی جامع‌تر فرهنگ به مجموعه باید و نبایدها گفته می‌شود که حاکم بر الگوی رفتاری جامعه می‌باشد و شامل روش کلی حیات و شیوه راه و رسم زندگی است .

 

—در بسیاری از تعاریف فرهنگ را به دو قسم مادی و معنوی تقسیم کردند که فرهنگ مادی همان تمدن یا پدیده‌هایی است که قابل سنجش و اندازه‌گیری هستند و فرهنگ غیر مادی یا معنوی همان الگوهای مطرح در رفتار جامعه است.

—

—رابطه فرهنگ و تمدن:

—فرهنگ از عوامل غیر مادی است که بر شکل‌گیری تمدن اثرگذار است فرهنگ در حقیقت مانند روح برای پیکره تمدن است و تمدن را باید تجلی فرهنگ دانست.

—فرهنگ هر جامعه‌ای به صورت الگوها و باید و نبایدهای حاکم بر رفتار مردم آن جامعه نمایان می‌شود  آن هنگام که جنبه عینی به خود گرفته در قالب‌هایی همچون صنعت فنون ابزار تولیدی معماری شهرسازی و سایر ساخت‌های مادی تمدن را بنا می‌کند بر این اساس همانطور که فرهنگ روح یک تمدن و مولفه معنوی آن است تمدن نیز به مانند بود کمی برای فرهنگ و تجلی مادی آن است بعدی که ملموس و قابل اندازه‌گیری و ارزیابی است و در قالب نمادها و ساختارهای مادب جلوه‌گر می‌شود.

—تاثیرگذاری فرهنگ و تمدن دوسویه است طور که فرهنگ پایه‌های یک تمدن را بنا می‌کند و بستر مناسب برای شکل‌گیری تمدن را آماده می‌کند تمدن نیز در قالب تولیدات و محصولات خود که همان صورت مادی فرهنگند زمینه استحکام ماندگاری و انتقال فرهنگ به نسل بعد را فراهم می‌کند

 

—

—فرهنگ در آن هنگام که به صورت یک تمدن در می‌آید ارزش‌های خود را در لباس وسایل و ابزار مادی نمایان می‌کند استوارتر و خدشه ناپذیرتر می‌شود و با استفاده از همان وسایل و ابزار زمینه انتقال فرهنگ به نسل بعدی یا حتی ملل و جوامع دیگر فراهم می‌شود ه همین دلیل است که بسیاری ابزارسازی را نماد از تمدن می‌دانند که به عنوان یکی از عوامل تثبیت فرهنگ است.

—فرهنگ متاثر از حوزه دیگری است که آن را جهان بینی می‌نامند جهان بینی یک جامعه سرمنشا فرهنگ است و مهم‌ترین نقش را در قوام آن دارد.

 تعریف جهان بینی

—مسلک روش زندگی هر جامعه‌ای که از آن تحت عنوان فرهنگ یاد می‌کنیم خواه ناخواه بر گونه‌ای از اعتقاد بینش و ارزیابی درباره هستی و بر نوعی تفسیر و تحلیل از جهان استوار است این برداشت و طرز تفکر را جهان‌بینی می‌نامند.

—جهان بینی در حقیقت زیرساخت و تکیه‌گاه فکری فرهنگ است همه روش‌هایی که یک فرهنگ عرضه می‌کند باید و نبایدهایی که تاکید می‌کند همه به منزله نتایج لازم و ضروری جهان‌بینی‌اند

—به طور کلی جهان‌بینی یعنی نگرش انسان نسبت به چهار موضوع خدا،خود، جامعه (دیگران ) و جهان (عالم طبیعت)

—

—رابطه جهان بینی و فرهنگ

—فرهنگ یک جامعه متشکل از مجموعه‌ای از باید و نبایدهایی است که در عرصه عادات و آداب و رفتارهای آن جامعه بروز و ظهور می‌کند تمامی رفتارها و کردارهای آدمی چگونگی عملکرد او در شرایط گوناگون بر اساس اندیشه و تفکر اوست  جهان‌بینی انسان است که باید و نبایدها را مشخص می‌کند الگوهای رفتاری انسان را شکل می‌دهد ناصر فکری جهان‌بینی همواره الگویی برای آداب تصویری برای رفتار و نقشه برای تعاملات انسان در جامعه می‌سازند بر همین اساس هر جامعه‌ای با توجه به نوع فکر و اندیشه افراد آن جامعه، فرهنگ مخصوص به خود را دارد و با تغییر افکار و عقاید فرهنگ یک جامعه نیز دچار تغییر و تحول می‌شود در واقع جهان بینی است که فرهنگ را شکل می‌دهد.

—به تعبیر بهتر جهان‌بینی به فرهنگ دو روی یک سکه‌اند آنچنان که جهان‌بینی مقوله ذهنی و مربوط به عرصه معرفت و شناخت است و فرهنگ جنبه عملی آن یعنی فرهنگ بروز و ظهور جهان بینی در رفتار و شیوه زندگی انسان است از همین رو است که رابطه جهان بینی و فرهنگ نیز برقرار خواهد بود .

—

—

—

—نقش فرهنگ و جهان بینی در آنجا بروز پیدا می‌کند که پرداختن به یک تمدن نیازمند گزینش‌ها و انتخاب‌های چندگانه باشد یعنی انسان ناچار باشد در فرایند تمدن سازی بین چند گزینه و جهت یکی را انتخاب کرده و به سوی آن حرکت کند در اینجاست که بینش و فرهنگ حاکم بر آن جامعه وارد میدان شده و به انتخاب جامعه جهت می‌دهد هنگامی که ارزش و باورهای خاصی به اندازه کافی مورد توجه مردم قرار گیرد جامعه ممکن است در جهت تامین و برآورده شدن خواسته‌های ارزشی خود حتی اقتصادی  ترین راه حل را فدای اه حلی که از نظر عقیدتی بهتر است می‌کند

—پس فرهنگ و جهان‌بینی باید روح پنهانی تمدن دانست حقیقتی که بر پایه آن تمامی امور فردی و جمعی انسان شکل گرفته و مفهومی که بودن زیستن و مردن آدم را معنا می‌بخشد.

 

—

—

تاثیر تعلیم و تربیت اسلامی بر شکل‌گیری جهان‌بینی به عنوان ریشه اصلی تمدن

 

—بر اساس تعریف جهان‌بینی اگر آن را نوع نگاه انسان به مسائلی چون خدا خود جامعه و جهان هستی بدانیم باید بررسی کرد که نوع رویکرد انسان به این موضوعات تا چه حد می‌تواند بر عملکرد انسان و روش و شیوه زندگی وی اثر بگذارد.

 1)نوع رویکرد به خدا :

—در نظام تعلیم و تربیت اسلامی انسان به گونه‌ای تربیت می‌شود که همصدا با فطرت خود وجود خداوند به عنوان خالق و مدبر این جهان معتقد و مومن می‌شود و با تمام وجود به این درک می‌رسد که سراسر هستی از مبدأ واحدی نشأت گرفته و به سوی همان مبدأ باز خواهد گشت.

—بر اساس چنین نگاهی انسان ر می‌یابد که تنها مشیت خداوند است که بر همه نظامات جهان حاکم است و جهان سرشار از سنت و قوانین خداوند است برخلاف تفکر غرب که انسان در راس امور و محور تمدن است و همه چیز مطابق خواست و اراده اوست.

—

—

—

—تمدنی که بر اساس تعلیم و تربیت اسلامی باشد تمدن توحیدی است و از هرگونه شکل کفر در لایه‌های این تمدن خبری نیست و تمامی نهادها و ساختار این تمدن شامل نهاده اقتصادی سیاسی حقوقی رنگ بوی توحیدی داشته و در جهت عملی کردن تعالیم الهی حرکت می‌کنند به طوری که مثلاً در نهاده حقوقی سرمنشا قانون و قانونگذار اصلی خداوند است و حکومت سیاست تنها در صورت منصوب بودن به او مشروع هستند.

—اعتقاد به وجود قدرتی بالاتر از انسان و در راس جهان وجب می‌شود تمدن اسلامی از حرکت به سمت پوچ‌گرایی باز داشته میشود و موجب برقراری نشاط آرامش شود در این تمدن در کنار توجه به عقل معاش به عقل معاد نیز اهمیت داده می‌شوند زیرا ر مبنای جهان‌بینی توحیدی جهان صرفاً به همین سرای دنیوی ختم نمی‌شود بلکه این جهان آغازی برای یک زندگی جاوید است به همین دلیل است که تمدن اسلامی به دنبال فراهم کردن مینه‌های برای سوق دادن انسان به جهان دیگر است نه صرفاً فراهم ساختن تمدنی غفلت آفرین که موجب سرگرم شدن انسان به زندگانی زودگذر دنیا شود.

—با توجه به محوریت خداوند در جهان بینی الهی،دیگر مؤلفه‌های تاثیرگذار در تمدن نیز بر محور خداوند شکل خواهند گرفت

—

2)رویکرد به خود

—انسانی که خدا را به عنوان پروردگار جهانیان پذیرفته است و قائل به ربوبیت و قدرت خداوند است به نقش خود در این عالم نیز به عنوان عبد و بنده ناچیز در مقابل قدرت خداوند آگاه می‌شود و خاضعانه سر تسلیم در برابر خواست و فرمان خداوند فرو می‌آورد.

—انسان تربیت شده در مکتب اسلام هدف آفرینش خود را عبادت و بندگی خدا و کسب رضای او می‌داند

—انسان می‌داند آزاد و رها نیست تا دست به هر کاری بزند بلکه عبد خداست و در برابر تمامی اعمال خویش مسئول است.

—کرامت نفسی که انسان در فرایند تعلیم و تربیت اسلامی به دست می‌آورد ا از ارتکاب به اعمال زشت و ناپسند باز می‌دارد و از هوس‌ها و آلودگی‌ها منع می‌کند و هر کسی که به جایگاه واقعی خود به عنوان خلیفه خدا بر روی زمین آگاه شده باشد هیچگاه حاضر نیست به پستی تن دهد

—انسان تربیت شده در مکتب اسلام ود را محدود به جسم و تن مادی نمی‌بیند و خود را در لذت‌های مادی محصور نمی‌کند بلکه پا فراتر گذاشته و با لذت‌های معنوی نیز آشنا می‌شود.

—انسانی که بر اساس تعلیم و تربیت صحیح دینی چنین نگاهی به خود داشته باشد در ساختن تمدن نیز این نگاه را پیاده خواهد کرد بر اساس همین جهان‌بینی سعی خواهد کرد کرامت انسان در تمامی جنبه‌ها و شئون تمدن حفظ شود

— 

—در این تمدن نیاز معنوی انسان است که اصالت دارد و توجه به نیاز مادی تنها به خاطر وسیله و مقدمه بودن آن اهمیت می‌یابد

—

رویکرد به دیگران

—انسانی که در مکتب اسلام تربیت شده باشد جامعه انسانی را در حکم پیکره و تن واحد می‌بیند که سرنوشت تک تک اعضای آن در گرو سرنوشت دیگری است بی‌تفاوتی بی‌توجهی به دیگر انسان‌ها جایگاهی در تعالیم اسلام نداشته و همه انسان‌ها در قبال یکدیگر مسئولند انسان‌ها در ضعیف‌ترین و کمترین نوع رابطه با یکدیگر هم نوع و هم بنده از بندگان خدا هستند  قرآن کریم همه جوامع انسانی را از بدو پیدایش تا پایان در حکم خانواده واحدی می‌داند که همگی از یک پدر و مادر به وجود آمدند.

 

—از همین روست که ر جامعه اسلامی تعالیمی همچون امر به معروف و نهی از منکر رشد و گسترش می‌یابد

—در تمدنی که بر اساس این نگاه باشد استبداد و استثمار و انحصارگری جایی نخواهد داشت و در عوض اصولی مانند عدالت و قسط احسان و نیکوکاری در رأس مناسبات و تعاملات خواهد بود.

—

—انسان‌ها نه تنها به دیگران به عنوان ابزار تامین و تحصیل خواسته‌ها و نیازهای خود نمی‌نگرند بلکه در تمامی فعالیت‌های خود منافع دیگر انسان‌ها را نیز مد نظر قرار می‌دهند اینگونه است که بر اساس تعلیم و تربیت اسلامی بر خلاف رویه برخی از تمدن‌های مادی که هیچ قصد و هدفی جزو بردگی و بندگی گرفتن انسان‌ها ندارند تمدن اسلامی بر پایه مهرورزی و همبستگی شکل می‌گیرد.

—

—

4)رویکرد به جهان

—در جهان بینی اسلامی جهان و هرچه در آن است همگی مخلوق خداوند است و تربیت یافتگان مکتب اسلام به تمامی مخلوقات اطراف خود با دید احترام می‌نگرند از نظر آنها دستگاه طبیعت قلمروی واحدی است که در همه جای آن آیات الهی متجلی است به همین منظور است که مطالعه انسان در طبیعت نه صرفاً برای کنجکاوی بلکه برای مشاهده آیات الهی و تفکر در آنهاست .

—در چنین نگرشی انسان به عنوان خلیفه خدا بر روی زمین برای خود نسبت به آسمان و زمین و جمادات و نباتات و حیوان مسئولیت قائل است.

—یک انسان مسلمان به خوبی می‌داند هرچه در اختیار اوست امانتی الهیست و حق ندارد هرگونه که خود می‌خواهد در آن دخل و تصرف کند بلکه موظف است تنها به تصرفاتی بپردازد که خداوند جایز شمرده است.

—در این جهان بینی انسان خود را موظف می‌داند تا به فرموده خداوند به عمران و آبادانی بپردازد اما این عمران و آبادانی در معنای تسلط بر طبیعت و مقهور ساختن آن در جهت امیال نفسانی نیست بلکه به معنی همزیستی در کنار طبیعت است.

 

 

—

نهادهای اثرگذار در تعلیم و تربیت انسان :1)خانواده   2)نهاد اموزشی ( دانشگاه و مدرسه )

الف)خانواده

—اولین نهاد تاثیرگذار در تربیت و رشد فکری انسان و سازنده نگرش و بینش‌های اوست ا کودک در سال‌های اولیه عمر خود همه چیز را از دریچه دید خانواده می‌بیند و تنها به الگوهای فکری حاکم بر خانواده خود اعتماد می‌کند وجود چنین حالتی در سرشت کودک از منظر روانشناسی تربیتی نقش پذیری است ه کودک آماده می‌شود تا تمامی حالات و رفتار خود را از پدر مادر الگوبرداری کند پس بر این اساس  رفتار والدین و تعالیم آنها مهم‌ترین راه کسب و ارزش و سنت‌های جامعه برای کودک است و اساسی‌ترین راه انتقال مبانی و جهان‌بینی اسلامی به کودک نهاد خانواده است.

—کودک بخش مهمی از دوران زندگی خود را که دوران شکل‌گیری شخصیت اوست در خانواده طی می‌کند در این سال‌ها ساختار عاطفی اخلاقی و عقلانی کودک شکل می‌گیرد و او افکار و اخلاق را از خانواده خود فرا می‌گیرد

—

—

— بدون شک نخستین و محکم‌ترین پایه‌های راستین خداپرستی نوعدوستی عزت نفس مسئولیت پذیری در نهاد خانواده ساخته و پرداخته می‌شود در این خانواده دینی دک از همان ابتدا در مسیر فطرت خود با مفهوم خدا به عنوان تنها خالق و تکیه‌گاه آدمی آشنا می‌شود و با انس می‌گیرد و در دنیای کودکانه خود با او ارتباط می‌گیرد

—خانواده با برقراری روح جمعی در کودک و تبدیل من انسانی او به ما شق و احساس مسئولیت و دلسوزی نسبت به دیگران را در کودک ایجاد می‌کند که همواره مصالح جمعی را بر خواسته‌های شخصی خود مقدم دانسته و درد اجتماع را درد خود بداند و در برابر سرنوشت دیگران خود را مسئول بداند

—

—کرامت و عزت نفس از جمله اصول مهمی است که انسان در نهاد خانواده می‌آموزد نوع رفتار والدین با کودک و توجه به شان و مقام انسانی او پرهیز از تخریب و بی‌توجهی به شخصیت وی زمینه ساز احساس بزرگواری در روی کودک می‌شود کودکی که در خانواده مورد تکریم قرار می‌گیرد در نفس خود نیز احساس عزت و ارزش می‌کند بر این اساس دیگر حاضر نخواهد بود که تا تن به هر کاری دهد و ارزش وجودی خود را نابود کند که این نیز زمینه ساز بنای یک جامعه اسلامی است.

—

—

ب)نهاد آموزشی مدرسه و دانشگاه  

—دومین عامل اثرگذار در روند تعلیم و تربیت انسان محیط‌های آموزشی مانند مدرسه و دانشگاه هستند که کودک پس از گذراندن سال‌های اولیه عمر خود پا به محیط مدرسه می‌گذارد و با فضای جدیدی آشنا می‌شود تاثیرگذاری در این محیط از دو جهت قابل بررسی است: نقش دوستان و همسالان/جایگاه برجسته معلمان و الگو قرار گرفتن آنها در نزد کودک

—کودک در این محیط گام‌های بلندی در جهت رشد روحیه اجتماعی خود برمی‌دارد و کیفیت زندگی در محیط‌های جمعی و حسن تعامل با دیگران را بیش از گذشته یاد می‌گیرد این تعاملات باعث رشد روحیه همبستگی و بهتر شدن رفتار اجتماعی کودک می‌شود  هم صفات خلقیات جدیدی تحت تاثیر دوستان به او منتقل می‌شود به همین جهت است که در این دوران باید محیط سالم و دوستانی مناسب برای کودکان فراهم نمود از طرفی دیگر معلمان و مربیان نیز به عنوان عاملی هستند که نقش بسزایی در تعلیم و تربیت کودکان دارند آنها می‌توانند با اعمال و رفتار خود پایه شکل‌گیری مجموعه‌ای از رفتارهای مثبت را در کودکان بنا نهند.

—محیط مدرسه به عنوان دومین عامل اثرگذار در فرآیند تعلیم و تربیت است که می‌تواند موجب شکوفایی استعداد دانش آموزان شود صفاتی از جمله داشتن نظم و انضباط اعتماد به نفس از افزایش حس مسئولیت پذیری روحیه تلاش و پرکار

 

—

—

 

دانشگاه :

به عنوان محیطی است که  شکلیه نگرش‌ها و بینش‌های حاکم نقش دارد دانشگاه به عنوان مکانی برای تربیت و پرورش نخبگان اندیشمندان جامعه نقش زیادی در روند شکل‌گیری تمدن دارد چرا که نخبگان و اندیشمندان هر جامعه می‌توانند بستر مناسب برای رشد و شکوفایی جهان‌بینی و فرهنگ آن جامعه را فراهم کنند که در این راستا چند عامل در شکل گیری نظام تعلیم و تربیت دینی نقش دارند .

 

1)برنامه درسی :

منظور محتوایی است که در قالب کتب آموزشی به دانشجویان ارائه می‌شود که علاوه بر انتقال دانش باور و اندیشه خاصی را نیز به آنها منتقل می‌کند به عنوان مثال ارائه علومی که  در بستر معرفتی متفاوتی رشد کرده‌اند ارائه آنها به دانشجویان زمینه ساز شکل گیری ارزش‌ها و باورهای متعارض در آنها می‌شود.

 

2)ساختار اجرایی و مدیریتی :

باز که بسته بودن سیستم مدیریتی می‌تواند آثار تربیتی متفاوتی داشته باشد باز بودن سیستم مدیریتی در این معناست که با اتکا و اعتماد به توانایی دانشجویان امکان بروز استعداد و خلاقیت می‌شود  خ

 

 

—

3)ویژگی‌های شخصیتی اساتید و شیوه تعامل آنها با دانشجویان :

 منش و روش اساتید و چگونگی برقراری ارتباط آنها با دانشجویان دارای آثار تعلیمی و تربیتی است اعتقاد و پایبندی اساتید به باورها ارزش‌ها و رفتاری دینی گرایش دانشجویان را به این گونه ارزش‌ها افزایش می‌دهد و برعکس بی‌تفاوتی آنها به این ارزش‌ها موجب تضعیف اعتقادات دانشجویان می‌شود

—از طرف دیگر چگونگی ارتباط استاد با دانشجویان نیز دارای آثار تربیتی است نرمی و مدارای استاد با دانشجویان تواضع فروتنی در برابر آنها پذیرش نقد دانشجویان بر ر

 

—در نتیجه دانشگاه با رعایت این نکات می‌تواند زمینه پرورش انسان‌های پرتلای سودمند برای شکل‌گیری تمدن را فراه

—


پاورپوينت فصل نهم و دهم كتاب آفاق تمدنی انقلاب اسلامی


 قیمت: 105,000 تومان  پرداخت و دانلود

اگر شما مالک حقوقی این فایل هستید، حتماَ به ما گزارش نمایید. #نسخه_الکترونیکی

دانلود پاورپوينت فصل 9 و 10 كتاب آفاق تمدنی انقلاب اسلامی

دانلود فایل پاورپوينت فصل 9 و 10 كتاب آفاق تمدنی انقلاب اسلامی با لینک مستقیم از سایت فارس فایل. این فایل در دسته 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... PowerPoint پاورپوینت قرار دارد و شامل توضیحات کامل، فرمت فایل و اطلاعات دانلود می‌باشد.


برچسب ها: پاورپوينت فصل كتاب آفاق تمدنی انقلاب اسلامی
دسته بندی: 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... PowerPoint پاورپوینت

تعداد مشاهده: 101 مشاهده

فرمت محصول دانلودی:.zip

فرمت فایل اصلی: .pptx

تعداد صفحات: 49


نماد اعتماد الکترونیکی


نشان اطمینان در خرید!

درباره ما

آدرس: گناباد، بخش مرکزی، شهرک حافظ ،خیابان شهیدشوریده پلاک209 طبقه_همکف کدپستی9691958475
در سال 1391 فعالیت ما تشکیل شد. سیستمی کاملا پویا و تعاملی که به‌عنوان یک دروازه متمرکز برای دسترسی به اطلاعات، خدمات و منابع عمل میکند. تجارت آنلاین جهانی باسرعت درحال پیشرفت است. حوزه آنلاین شاپ ها و کسب کارهای اینترنتی بخش کوچکی از این صنعت فروش هستند. در کارآفرینی نیز به همینصورت الان می توانید آنلاین شاپ خود را بـسازید!

تماس با ما

"فارس فایل" یک کتابخانه دیجیتالی با پورتالی آماده سرویس دهی و خدمات برای کمک در نگهداری و توسعه دانش کهن، گسترش ارتقای فناوری اطلاعات و علوم روز دنیا است.
مفتخریم تا مکانی امن و مناسب برای حفظ این ثروت به ارث رسیده درجهت توسعه مشارکت فرهنگ اصیل باستانی را در زمینه محصولات دیجیتالی فراهم آوریم. مطالعه فایل های الکترونیکی سبب رونق و پیشرفت جامعه می شود.

افتخارما همکاری باشما

logo-samandehi
کتابخانه فارس نت، مکانی امن برای نگهداری محتوای الکترونیکی
کدنویسی توسط : فارسفایل