کتاب روانی مشهورترین رمان رابرت بلاک، جنایینویس مطرح امریکایی، است.
این کتاب که در ژانر وحشت نوشته شده، داستان مردی چهل ساله به نام نورمن بیتز را میگوید که با مادرش یک مهمانخانهی بینراهیِ دورافتاده را اداره میکنند. روزها به همین منوال میگذشت تا اینکه در یک شب بارانی، زنی به نام ماری در مهمانخانهی آنها پناه میگیرد.
از متن کتاب:
در اتاق کوچک و تاریکی در فینیکس آریزونا PHOENIX, ARIZONA، ماریون کرین MARION CRANE داشت خودش را در آینه تماشا می کرد. او نگران بود. موهایش نامرتب بود و برای بازگشت به سر کارش داشت دیرش می شد.
صدایی از پشت سرش گفت: “ماریون نرو”.
ماریون در آینه به مرد جوانی می نگریست که داشت روی تختخواب می نشست. او با اندوه به مرد جوان لبخندی زد و گفت: “سام Sam باید به محل کارم برگردم. رئیس ام به خاطر این ساعتهای طولانی ناهار نگران می شه.”
سام گفت: “اما بعدازظهر جمعه است و من اغلب تو رو خیلی نمی بینم. نمی تونی بمونی؟”
ماریون در حالی که از این سر به آن سر اتاق می رفت تا کیفش را بردارد، جواب داد: “بذار وقتی که ازدواج کردیم”.
سام از تختخواب پرید پایین و پشت سرش ایستاد و با پشت دستش به آرامی کنار صورتش را نوازش کرد و گفت: “هفته آینده می تونم ببینمت؟”
ماریون در حالی که نگاهش را از او دزدیده بود گفت: “چرا؟ برای یک ناهار پنهانی دیگه، به این امید که هیچ کس ما رو با هم در اتاق کوچک و ارزان قیمت هتل نبینن؟ هر هفته همینه.”
او به طرف سام برگشت. چشمهایش با عصبانیت برق می زدند اما ناگهان فروکش کردند…
نویسنده رابرت بلاک مترجم ف. ایروانیان