اين پاورپوينت به صورت pdf ذخيره شده است.
استاد:
ارائه دهنده:
١
تربیت عقلانی و تمدن اسلامی: بررسی جایگاه عقل در اندیشه تربیتی و نهاد آموزش اسلامی
٢
تبیین هر چه دقیق تر مبانی نظري حوزه ي تربیت امري ضروري است و بی شک یکی از مسائل بنیادین
نظري در حوزه ي تربیت اسلامی، بررسی مفهوم عقل و عملکرد آن و به تبع، مفهوم و مصادیق تربیت عقلانی
است. مقاله حاضر عهده دار این بررسی در تاریخ تمدن اسلامی و پاسخ به سوالات اساسی زیر است :
-1معنا و مصادیق عقل گرایی و عقل گریزي و تاریخچه ي آن در تمدن اسلامی چیست؟
-2آیا در تاریخ تمدن اسلامی چیزي به نام تربیت عقلانی وجود داشته است؟ معنا و مصادیق آن چیست؟
چه چالش هایی پیش روي آن است؟
٣
کار تربیتی، جان مایه اش را از مختصات جامعه می گیرد؛ اهداف و آرزو هایش همان اهداف جامعه و
خاستگاهش نیز فلسفه و چارچوب کلی فکري حاکم بر آن است. این باعث می شود در زمانی یا در مکانی،
یک نوع از یادگیري، نافع و در زمانی یا در جامعه اي دیگر همان یادگیري غیر نافع تلقی شود؛ یعنی هر
جامعه و هر قومی داراي تربیت ویژه ي خود است که همانند سازمان اخلاقی، سیاسی و دینی، معرف آن
است.
نهاد تربیت اسلامی نیز به عنوان نظامی خاص با ویژگی هاي متمایز، از این دائره بیرون نیست و در طول
دوران هاي مختلف در تعامل مستقیم با نظام هاي فکري و اجتماعی بوده و هست. آنچه از میان همه ي
عناصري که با موضوع تربیت به ویژه تربیت اسلامی در تعامل هستند براي ما در اینجا حائز اهمیت است
مسئله عقلانیت است. مفهومی که در ارتباط با تربیت، مفهوم جدیدي تحت عنوان تربیت عقلانی را شکل می
دهد.
۴
تربیت عقلانی
تعقل در تمدن اسلامی
رویکردها در تربیت اسلامی
رویکرد هاي غیر عقل گرا
رویکردهاي عقل گرا
۵
.2-13تربیت عقلانی 4رکن دارد :
بی شک به استناد صریح آیات و روایات فراوان، عقل و عقل ورزي داراي اهمیت فراوانی در اندیشه ي اسلامی
است اما معنا و مصادیق و به تبع آن کم و کیف و حدود و ثغور عقل ورزي از جمله مسائلی است که در
تمامی دوره هاي تمدن اسلامی مورد بحث و حتی موضع نزاع هاي فراوان بوده و هست.
عقل، ابتدا صرفا معنا و مفهومی اخلاقی داشت- که مضمونی بازمانده از دوران پیش از مامون تلقی می شود-
بعد از آن )قرن نهم هجري( صاحب قاموس المحیط، معناي دیگري از عقل را باز شکافت. به اعتقاد وي عقل،
به ویژگی هاي امور یعنی حسن و قبح و کمال و کاستی آن هاست یا عبارت است از علم به این که از میان
دو خیر کدام بهتر و از میان دو شر کدام بدتر است یا آن که به امور یا نیرویی اطلاق می شود که با آن خوب
و بد از یکدیگر بازشناخته می شوند یا به گونه ي شایسته ي رفتار و گفتار انسان گفته می شود.
۶
در گیر و دار این دگرگونی ها و جنگ جریان هاي فکري، تربیت، نیروي مرکزي اي بود که همه ي نیرو هاي
درگیر تلاش می کردند زمام آن را به دست گیرند تا نسل هاي تازه را بر اساس دیدگاه هاي خود پرورش
دهند. به این ترتیب آنچه می توان سیاسی شدن تربیت نامید اتفاق افتاد. پدیده اي که بسیار پیش از این از
زمان مروانیان آغاز شده بود. فرایند سیاسی شدن تربیت، به زودي شگرد و عادت همه ي جریان هاي فکري
اسلام شد و نظام هاي فکري نقلی، عقلی و عرفانی بر هدف ها و برنامه هاي درسی و روش هاي آموزشی
تاثیر گذاشت. عمده ترین رویکرد ها به تربیت اسلامی مبتنی بر تفاوت دیدگاه هایی است که خاستگاه
تاریخی آن ها مورد بحث قرار گرفت. این اختلاف دیدگاه ها در مسائل اساسی فلسفی و به تبع، فلسفه ي
تعلیم و تربیت- نظیر مفهوم علم و منابع شناخت، معناي عقل و کارکرد هاي آن، غایت تربیت، روش تربیت،
٧
در این قسمت که به معرفی رویکرد هاي غیر عقل گرا اختصاص دارد، ما از گرایش هاي نقلی و صوفیانه، رویکرد عقل معطل
)کلامی اشعري( و نیز رویکرد سلفی گري محافظه کارانه به عنوان گرایش هاي غیر عقل گرا یاد می کنیم.
اولین رویکرد نقل گرا
نقل گرایان با فلسفه و فیلسوفان و حتی علم کلام مخالف اند؛ عقل را به لحاظ معنایی شدیدا محدود می کنند و در حوزه ي
فعالیت هاي اجتماعی در ارتباط با علوم غیر دینی گرایش هایی به شدت اخلاقی از خود نشان می دهند. در نظر نقل گرایان، ارکان
تربیت با آن چه عقل گرایان می گویند متفاوت است، زیرا نگاهی خاص به مفهوم علم و پدیده ي شناخت دارند.
رویکرد دوم کلامی اشعریو حنبلی )اهل حدیث(
سعید بهشتی در مقاله اي تحت عنوان درآمدي بر قلمرو شناسی عقلانیت در تربیت اسلامی، با تحلیلی بر اساس عقاید کلامی اهل
حدیث – و البته بدون توجه به جریان تاریخی عقاید تربیتی آنان و به تبع، تربیت اسلامی پرداخته که یکی از آن ها به تعبیر وي
عبارت است از عقلانیت معطل. در تحقیق وي این رویکرد در مواجهه با آیات و روایات، تنها به تعبد و تسلیم در برابر ظواهر الفاظ
بسنده می کند و هر گونه تعقل را بدعت می شمارد. تربیت اسلامی مبتنی بر عقلانیت معطل، تسلیم و تبعیت غیر اندیشمندانه و
بی چون و چرا در برابر حِکَم مندرج در متون دینی است.
٨
رویکرد سوم صوفیانه
علل رشد و گسترش تصوف هر چه باشد به هر حال یکی از رویکردهاي تربیتی با نفوذ در جهان اسلام بشمار می رود .
در نگاه صوفیان ، شناخت ) یعنی شناخت خداوند (بر دو نوع است : شناخت حق و شناخت حقیقت . صوفیان گونه اي دیگر از
معارف یعنی معارف حسی و این جهانی را نیز می پذیرند .
تربیت صوفیانه نظام و ساختار معینی ندارد ، زیرا از نظر آنان ، تربیت نه به علم است که فراگرفته شود و نه به شناخت که حاصل
آید ، بلکه تنها رفتاري است که از راه ریاضت دادن نفس براي پذیرش حقیقت الهی و ذوب شدن در آن از انسان سر می زند . این
ریاضت ، ناشی از خودداري از هوس ها و دل بریدن از دنیا و روي کردن به سراي جاوید است .
سومین رویکرد سلفی گري محافظه کارانه
این نوع سلفی گري در بند مفهومی از اسلام به عنوان دین است که صرفا با دوران سادگی امت عرب سازگاري دارد ؛ یعنی اسلام
پیش از پیشرفت هاي علمی و پیرایه هاي عقلی آن ، که لازمه ي تنش هاي فکري امت با دیگر ملل ، پس از عصر فتوحات اسلامی
بود . وهابیت نخستین جنبش اسلامی سلفی در جهان معاصر عرب بشمار می رود. این جنبش از نوع سنتی و محافظه کارانه است
که نوآوري نمی کند بلکه می کوشد به اسلام آن گونه که در عهد سلف صالح بوده ، باز گردد. وهابیان به حوزه ي دین و تقویت
عقاید و زمینه هاي اخلاق آن گونه که دین ترسیم کرده است ، توجه داشتند ، از این رو در هر جا حاکم می شدند گناه کاري
ظاهرا کاهش می یافت امیا حیات عقلی رشد نمی کرد به همین دلیل نگاه تربیتی انها غیر عقل گرا بود .
٩
این رویکردها عبارتند از کارکرد گرایی ، سلفی گري روشن فکرانه ، و عقل گرایی فیلسوفان و متکلمان
اول: سلفی گري روشن فکرانه
این نوع سلفی گري که احیاي اندیشه دینی خوانده می شود ، موضعی روشن فکرانه به شمار می رود ، که در
برخورد با امور ثابت به اصل باز می گردد . در میان دو جریان سلفی گري فرق هست ،سلفی گري محافظه
کارانه که شرح آن داده شد و ما آن را جزو گرایش هاي غیر عقل گرا قرار دادیم و سلفی گري روشن فکرانه
که به نظر ما به عقل گرایی نزدیک تر است . طرفداران سلفی گري روشن فکرانه عقاید و اصول دینی را جدا
شده از خرافه می خواهند .
دوم : رویکرد کارکرد گرا
ابن خلدون ، نماینده ي رویکرد کارکردگرا در تربیت اسلامی ، میان اجتماع، چونان لازمه ي حفظ و بقاي
نوع انسان -با اندیشه ، رابطه اي منطقی برقرار می کند . این رابطه ، در دیدگاه تربیتی ابن خلدون اهمیت
فراوانی دارد زیرا او هستی را منبع فکر انسان و برخورد با طبیعت را سرچشمه ي حقیقی شناسایی آن می
داند و با آن که به نقش شریعت در برپایی نظام اجتماعی باور دارد اما نمی پذیرد که شریعت تنها سرچشمه
تفکر در اجتماع انسانی باشد . ابن خلدون عقل و فکر انسان را منبع اساسی شناخت می داند .
١٠
سوم : عقل گرایی فیلسوفانه
عقل گرایان چونان اهل نقل ، هدف غایی و عالی علم و تعلم را با دین پیوند می دهند اما آن چه می خواهند
تنها اقرار از سر قطع و یقین به وجود خداوند نیست ، بلکه تربیت مردم است براي اینکه بدانند خداوند مدیر
و مدبر کل و عالِم به غیب است . عقل گرایان مسلمان نسبت به غایت دینی ، نظري مخالف با نقل گرایان
ندارند اما آن چه باعث تفاوت آنان می شود بینش آنان درباره ي رسیدن به آن غایت است . آنان با برهان
عقلی به شناخت حقیقت ایمان راه می برند و راه مومن براي اثبات یگانگی خدا را از راه دلیل عقلی می دانند
. از نظر آنان بر مومن واجب است از منظري عقلانی به موجودات نگاه کند و آنها را مطالعه کند .
١١
تربیت عقلانی در عصر حاضر
دیدگاه هاي حداقلی و
حداکثري درباره کارکرد عقل
مسائل امروزین تربیت عقلانی
دوري از روح علمی و منطق
تحقیق
واپس گرایی
تحیر میان علیت و متافیزیک
انزواطلبی و ترس از
دادوستد فرهنگی
تعابیر نابسامان از مفهوم عقل
و عملکرد آن
١٢
اساسا عقل گرایی یک نظریه و برنامه تربیتی خاص نبود و نیست که بتوان به برنامه ، اهداف ، روش و شیوه
هاي تربیتی آن به طور کاملا مشخص آن چنان که در دانش تعلیم و تربیت مرسوم است -اشاره نمود . به
عبارتی دیگر نمی توان عقل گرایی را چونان مکتبی تربیتی تلقی نمود.
دو دیدگاه بسیار مهم در زمینه کارکرد عقل هست که از آنها به دیدگاه حداقلی - دیدگاهی که حوزه عملکرد
عقل را بسیار محدود می داند -و دیدگاه حداکثري -که به عکس حوزه ي عملکرد عقل را از نظر تا عمل
گسترده می داند - می شود .
تشخیص بود و نبود اشیا بر عهده عقل نظري و تشخیص خوب و بد اعمال بر عهده عقل عملی است .
١٣
رویکرد هاي تربیتی در جهان اسلام به همان اندازه که از حقیقت تجربه اي انسانی که اندیشمندان مسلمان
براي پایه ریزي اندیشه ي تربیتی بر خود هموار داشتند ، یاد می کنند ؛ بیان کننده ي مشکلاتی است که
این میراث پر بار بر جاي نهاده است . عقلانیت فیلسوفان و واقع گرایی ابن خلدون به عنوان دو منبع بزرگ از
منابع شکوفایی فرهنگی در تاریخ تربیتی ما به یادگار مانده است . این دو هنوز سرچشمه ي هدایت ماست تا
به یاري آن دو ، هدف هاي تربیتی خود را در عصر حاظر پیاده کنیم و از انزواي فرهنگی دور شویم.
١۴
نقل گرایان ، منطق عقل را کم ارزش شمردند . ما گاهی اوقات یا در برخی حوزه ها علم گرا هستیم و به
روش علوم طبیعی می رویم اما گاهی اوقات با زبانی دیگر که با منطق علم هیچ کاري ندارد ، سخن می
گوییم زبانی که گرایشی آشکار به ناتوان نشان دادن عقل و سست خواندن منطق علمی دارد و به جاي آن
که ذهن دانش آموز را پرورش دهد تا پدیده ها را به علل طبیعی و ساختار عمل و قوانین حاکم بر آنها
مرتبط کند ، آن را به حیرت در برابر آنها عادت می دهد . از آن جا که ماهیت این دو جریان به شدت با هم
تناقض دارد ، گونه اي سست فکري در دانش آموز پدید می آید.
١۵
علاقه ناسنجیده ي ما به میراث گذشته؛ علاقه اي مشکوك و عجیب به تاریخ است که به حاکمیت گذشته و
تضعیف عوامل پیشرفت در آینده می انجامد. علاقه اي که در نسل هاي تازه ي ما این احساس را پدید می
آورد که گویی زمان ثابت است یا دست کم دوره هاي فرهنگی با هم تداخل دارند و اندیشه ي ما در دوره ي
فرهنگی بی حد و مرزي متوقف شده است. این تداخل و در هم آمیختگی در دو زمینه ي علمی و اعتقادي
است: در زمینه ي علمی، تحصیل کردگان مسلمان هنوز هم دانش هاي کهن را همان گونه که در عصر اموي
بوده است -با این پندار که تازه اند- مصرف می کنند. در زمینه ي اعتقادي هم این تحصیل کردگان در ذهن
خود، گذشته از کشمکش هاي کهن، با انواع چالش هاي دیگر که عصر آن ها با آن ها روبه رو است دست به
گریبانند.
١۶
از پیامدهاي شکست تفکر عقلانی به نفع نقل گرایی در تمدن اسلامی همین سرگردانی است. عقل گرایانی
مثل ابن رشد معتقد بودند هر کس علیت را نادیده انگارد عقل را نادیده گرفته و علم را باطل کرده است و
نقل گرایانی همچون غزالی، به این اعتبار که پذیرش علیت به انکار معجزه که اساس نبوت است می انجامد
آن را قاطعانه رد می کردند. این بی توجهی نسبت به عقل، براي تفکر اسلامی فاجعه اي حقیقی بود -و
هست- زیرا روش هاي تحلیلی و آموزشی فهم پدیده هاي طبیعی و اجتماعی را کنار می زد و می زند و
پیدایش معلول بدون علت و ارجاع همه چیز به غیب و اراده ي فراانسانی را شدنی می نمود و می نمایاند.
١٧
موضع خصمانه ي نقل گرایان در برابر علوم عقلی - چه یونانی و چه غیر یونانی - ما را نسبت به آن چه در
حوزه ي علوم نقلی نباشد یا با این علوم نسازد، بیمناك کرد. عقل گرایان مسلمان، نسبت به خطر بسته بودن
در ها به روي علوم و فنون سایر ملل، هشدار دادند و خواستار داد و ستد فکري میان مسلمانان و دیگران
شدند. ترس از برخورد با علوم و فنون ملت هاي دیگر، به ویژه پس از افول ستاره تمدن اسلامی، در میراث
فرهنگی ما سنتی ثابت شد. این نگرانی در دوران معاصر به اوج خود رسیده و تهاجم فرهنگی خوانده می
شود. حرصی که امروز در نظام آموزشی ایران نسبت به انتقال تکنیک هاي آموزشی و پرورشی از غرب به
کشور به چشم می خورد شاهد روشنی براي این مدعاست. یک نمونه ي واضح، واماندگی اي است که نسبت
به موضوع مهارت هاي زندگی در نظام آموزشی ما بچشم می خورد.
١٨
در میان مسلمانان، شیعه ي امامیه، جز در مواردي اندك، در عقل گرایی معتدل، راست آیین تر از سایر نحله
ها بوده است. اما همین عقل گرایی معتدل که بر اهمیت و ارزش عقل از طرفی و عدم خود کفایی یعنی
تربیت خواه و تربیت پذیر بودن آن، تأکید فراوان دارد و دو عامل اندیشه و عمل را مکمل یکدیگر می داند،
باز در عمل، دچار کج اندیشی شده است: از طرفی در کتاب ها، خطابه ها و در اندیشه بزرگان تمجید از عقل
را شاهدیم و از سویی دیگر شاهد بی توجهی به عقل و تعقل بویژه در امر تربیت هستیم. نمونه ي دیگر -
چنان که پیش از این در باره ي اختلاف نظر میان دو گروه عقل گرایان گفته شد- تأکیدي است که عده اي
از اندیشمندان عقل گرا - حتی فیلسوفان شیعه معاصر - بر حصر عملکرد عقل در حوزه ادراك دارند، چیزي
که دایره ي تربیت عقلانی را تنگ می کند و نوع دیگري از تربیت را در کنار تربیت عقلانی لازم و ضروري
جلوه می دهد.
١٩
براي رهایی از این بحران ها تنها راه حل منطقی، توجه مجدد به معناي عقل و عقل ورزي و - به تبع آن -
تربیت عقلانی و اتخاذ موضعی صحیح و اصولی در این باره است. این اتخاذ موضع، زمانی محقق می شود که
به تعریفی دقیق از عقل و تربیت عقلانی -مبتنی بر منون موثق اسلامی- دست یافته و نظریه یا نظریاتی را بر
این اساس بنا کنیم. تربیت اسلامی فرایندي است که آدمی را براي نحوه خاصی از حیات )حیات طیب -
تعبیري از قرآن کریم - یا حیات معقول( مهیا می سازد. این نحوه ي زندگی، برمبناي اصول، قواعد و راهبرد
هاي از پیش تعیین شده اي شکل می گیرد که توسط دین و در قالب عقاید و شریعت به آدمی عرضه
گردیده است. هدف اصلی چنین تربیتی باید یاري دادن شاگردان براي برخورداري از »حیات طیب و معقول«
باشد و تعلیم و تربیت دینی باید نسل نوخاسته را طوري پرورش دهد که بتوانند در جامعه خود و جامعه
جهانی، حضوري فعال داشته، بر حسب موقعیت هایی که در آنها قرار می گیرند، تصمیمی مبتنی بر آموزه ها
و ارزش هاي دینی گرفته، به آن عمل کنند و به ارزیابی اعمال خود نیز بپردازند.
٢٠
تاریخ تمدن اسلامی بخوبی نشانگر افت و خیزهایی است که به تبع تحول معناي عقل در حوزه ي تربیت
عقلانی ایجاد شده است. به اعتقاد نگارنده، براي آن که بتوان به جاي تمجید صرف از عقل و عقلانیت -که در
تاریخ تمدن اسلامی بوفور یافت می شود- به الگوي صحیحی براي تربیت عقلانی دست یابیم، باید پیش از
هر چیز با تکیه به میراث فکري با ارزشی که در اختیار داریم به سازمان دهی مجدد اندیشه ي تربیتی
اسلامی بپردازیم. در این مسیر باید براي بهره گیري از روشی عقلانی و با مبنا قرار دادن مفهوم عقل و تربیت
عقلانی، به رابطه میان فهم خود و نصوص اصیل اسلامی توجه کنیم. به اعتقاد نگارنده، این رابطه نشانگر آن
است که تعقل، از چنان اهمیت و نقشی برخوردار است که میتوان ادعا کرد: تربیت اسلامی، تربیت عقلانی
است؛ به این معنا که روش اساسی آن، روش عقلانی و هدف اساسی آن پرورش تعقل است.
٢١
ابعاد معنوي تمدنی گفتمان انقلاب اسلامی
٢٢
وقوع انقلاب اسلامی به معناي دگرگونی در جهت حرکت مردم به سمت اهداف و آرمان هاي دینی و آغاز
دوران حاکمیت ارزش هاي معنوي و هدف گیري حکومت اسلامی به عنوان اولین مرحله از مراحل دستیابی
به دولت اسلامی می باشد که در جمهوري اسلامی ایران به عنوان معجزه قرن و الهام بخش همه جنبش
هاي اسلامی و حتی آزادیبخش جهان به وقوع پیوسته است بعد از آن نیز مسیر دستیابی به نظام اسلامی به
مفهوم تکامل ساختاري و اجراي مهندسی عمومی جامعه و ایجاد ارکان حاکمیت مبتنی بر معیارها و ملاك
هاي اسلامی نیز در همین مرحله از میسر تحقق تمدن دولت اسلامی در زیر چتر انقلاب اسلامی تبیین شده
است.
٢٣
مفاهیم و چار چوب نظري
تمدن سازي انقلاب اسلامی
گفتمان
تمدن
گفتمان انقلاب اسلامی
٢۴
بحث در مورد زبان، به عنوان منحصر به فردترین و در عین حال فراگیرترین شاخصه آدمی سابقه طولانی در
میان انسان ها دارد. در دهه هاي اخیر نیز بسیاري از اندیشمندان رویکرد گفتمانی را براي کاوش در عالم
سیاست، پیشنهاد کرده اند دنیاي گفتمانی لزوما به معناي دنیاي زبان نیست، اگرچه آن را نیز در بر دارد.
گفتمان چیزي است که چیز دیگري را تولید می کند، همچنین از منظر » تاریخ مند بودن « که شاخصه بارز
گفتمان فوکوئی درباره گفتمان است، شرایط تاریخی اهمیت بنیادینی در هستی یک گفتمان دارد، به عبارت
دیگر شناخت گفتمان ممکن نمی گردد مگر در سایه شناخت عناصر بیرونی و بستر تاریخی آن، تبارشناسی
فوکوئی در پی کشف کثرت عوامل موثر بر رویدادها از رهگذر تأکید بر همتایی آنان و خودداري از تحلیل
فراساختارهاي فرا تاریخ بر آن هاست، فوکو این نگرش را »حادثه ساز تاریخ« خوانده است هیچ ضرورتی در
تاریخ نیست، هیچ بداهتی در بنیان دانش و کردارهاي ما مفروض نیست.
٢۵
در تعریف تمدن آمده است: »همکاري مردم با یکدیگر در امور زندگانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و
آسایش خود« همان گونه که از این تعریف بر می آید، مفهوم تمدن ناظر بر زندگی جمعی و اجتماعی انسان
ها و تعاون و همکاري ایشان در هر چه بهتر ساختن این زندگی جمعی است. در همین خصوص برخی دیگر
تمدن را »گذر از یک زندگی جمعی، عادي، معمولی و بسیط به یک وضعیت اجتماعی رشد و توسعه یافته در
زمینه هاي مختلف اخلاقی، ذهنی، هنري، فنی و...( می دانند. می توان گفت که در جوهره تعاریف موجود از
تمدن، حرکت انسان و زندگی و زندگی جمعی او از یک زندگی اجتماعی ساده و طبیعی و بسیط به سوي
یک زندگی پیچیده تر، توسعه یافته تر و پیشرفته تر نهفته است.
٢۶
بر اساس تعاریف رایج از گفتمان، عوامل مهم و تأثیر گذار داخلی و خارجی می توانند در تحول گفتمان یا
گفتمان هاي غالب در یک جامعه، به خصوص در حوزه مطالعات اندیشه اي سیاسی تأثیر بگذارند. در مورد
گفتمان انقلاب اسلامی نیز باید گفت تحولات مهم در اندیشه سیاسی علماي شیعه بین سال هاي 1320تا
1357که منجر به بازشناسی نقش من جمعیت و روحانیت، بازسازي مفاهیم درون دینی چون تقیه، انتظار
فرج و شهادت و بازنگري در تلقی رایج از رابطه دین و سیاست گردید. زمینه لازم براي تغییر گفتمان سیاسی
عصر مشروطه و تشکیل گفتمان جدید یعنی مبارزه عملی براي تحقق حکومت اسلامی را فراهم کرد. تحلیل
گفتمان انقلاب اسلامی 4بخش دارد:
٢٧
با توجه به نظریات مهم در خصوص علل و پیروزي انقلاب اسلامی می توان به نظریه رهبري مذهبی را در
نظر گرفت. نظریه رهبري مذهبی نظریه اي ترکیبی تلقی می شود چرا که عامل اساسی بحران مشروعیت
نظام پهلوي را نوسازي آمریکایی و عامل اصلی پیروزي انقلاب اسلامی را رهبري مذهبی حضرت امام خمینی
)ره( تلقی می نماید. گفتمان اسلام سیاسی به دلیل قابلیت دسترسی و اعتبار و با کمک دال مرکزي امام
خمینی )ره( توانست بر گفتمان هاي بدیل غالب آید و جانشین گفتمان شاهنشاهی شود )گفتمان هاي بدیل
گفتمان مذهبی امام عبارت بودند از گفتمان چپ و گفتمان ملی گرایی.( گفتمان امام هم قابلیت پذیرش را
داشت و هم با اندیشه و فرهنگ تمامی اقشار جامعه هم خوانی داشت.
٢٨
غیریت سازي امام با رژیم شاه و سلطنت بود و به قول سامی زبیدا امام به گونه اي می نوشت و سخن می
گفت که اساساً اندیشه غرب و تجدد وجود ندارد. امام لازم نمی دید روایت خود را با رویکردهاي دموکراتیک
یا سوسیالیستی همراه کند. البته جمهوري اسلامی در مقام عمل گفتمان اسلام سیاسی را تقویت کرد و در
مقابل گفتمان غرب قرار گرفت.
٢٩
امام با تأکید بر اینکه دامنه و قلمرو و قوانین اسلام منحصر و محدود به ابعاد عبادي آن نیست و احکام اسلام
در تمامی ابعاد زندگی انسان با توجه به تحولات زمان سرایت و شمولیت دارد، معتقد است که قانون اسلام
در طرز تشکیل حکومت و وضع قوانین مالیات و وضع قوانین حقوقی و جزائی و آنچه مربوط به نظام مملکت
است از تشکیل فشون گرفته تا مشکل ادارات، هیچ چیز را فرو گذار نکرده است.
٣٠
عملکرد عمومی رژیم پهلوي، از سویی تغییر تاریخ هجري به تاریخ شاهنشاهی، جشن هاي 2500ساله، مقاله
توهین آمیز در روزنامه اطلاعات علیه امام و شهادت سید مصطفی خمینی مجموعاً عوامل فعال کننده تغییر
و تحول را در ساختار سیاسی ایران را شکل داد به نحوي که گفتمان پیشا انقلابی رژیم پهلوي را در حالتی از
بهم ریختگی قرار داد و شرایط لازم را بر تغییر این گفتمان شکل داد. از سوي دیگر امام خمینی شکل
پیشرفته اي از حکومت اسلامی را مطرح کردند که از یک سو متکی به آراء ملت است و از سوي دیگر متکی
به قانون اساسی بود.
٣١
همانطور که که گفته شد گفتمان چیزي است که چیز دیگر را تولید می کند و شرایط تاریخی اهمیت بنیادینی در هستی یک
گفتمان دارد و همچنین هویت هاي اجتماعی و سیاسی محصول گفتمان ها فرض می گردد. از سوي دیگر تمدن ها که داراي
شرایط مادي و غیر مادي می باشند )با توجه به تحلیل گفتمانی( از یکطرف عناصر عینی براي زندگی را فراهم میکند و از سوي
دیگر نقش معنا دهی را بر عهده می گیرند. اهداف ملی انقلاب اسلامی شامل حاکمیت اسلام، آزادي، مردم سالاري، عدالت،
استقلال و نفی استبداد می شود. اهداف فرا ملی یا اسلامی، آرمان هایی چون استکبار ستیزي، نفی سلطه گري و سلطه پذیري،
وحدت جهان اسلام، حکومت جهانی اسلام، صدور انقلاب اسلامی، دفاع از مسلمانان و مستضعفان، صلح و عدالت جهانی را در بر
می گیرد. تمدن اسلامی با داشتن ویژگی هاي برجسته جایگاه متمایزي را در میان تمدن هاي گذشته و حال به خود اختصاص
داده است. تمدن اسلامی همه انسان ها را در هر مکان و زمان مخاطب قرار داده و خود را به اقلیم جغرافیایی و نژاد و رنگ خاصی
محدود نکرده است. ابعاد معنوي تمدن گفتمان انقلاب اسلامی 3رکن دارد:
٣٢
ابعاد معنوي تمدن گفتمان
انقلاب اسلامی
تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر
بیداري اسلامی
تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر
احیاء فقه شیعه
تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر احیاء الگوي
نظام سیاسی مبتنی بر معنویت و اخلاق
٣٣
مسئله احیاء و تجدید حیات اسلام و بیداري مسلمانان و و در مرحله پیشرفته تر آن، تجدید بنا یا بازسازي
تفکر دینی در قرون اخیر از طرف رهبران، مصلحان و متفکران دینی جهان اسلام به منظور رفع عقب ماندگی
و انحطاط داخلی و همچنین در جهت برخورد با سلطه غرب طرح و دنبال گردید. انقلاب اسلامی ایران
متکامل ترین حلقه از سلسله جنبش هاي اسلامی در دوران معاصر و نقطه عطفی در حرکات و جنبش هاي
فکري و فرهنگی به شمار می رود. انقلاب اسلامی ایران به رهبري امام خمینی )ره( بر ذهنیت ها و موقعیت
دینی – سیاسی – مسلمانان و مشروعیت دولت هاي حاکم تکان شدیدي وارد کرد و دوباره نقش دین و
مذهب را در جامعه و سیاست مطرح ساخت. احیاي اخوت اسلامی میان همه مسلمانان جهان، شکستن بت
استکبار و طلسم تسخیر ناپذیر قدرت هاي شرق و غرب و حمایت از حرکت هاي آزادي بخش جهان و
مستضعفین و احیاي شعار نابودي اسرائیل و زنده کردن دوباره آزادي قدس که تأثیر بسزایی در انتفاضه
داشته است. اسپوزیتو می گوید: آیت ا... خمینی طرفدار انقلاب غیر فرقه اي یا جهانی اسلام بود. انقلابی که
هدفش از بین بردن شکاف سنی و شیعه در اسلام و آزادي مسلمانان بر حق شیعه و تمامی مظلومان جهان
است. یکی از اهدافی که در قانون اساسی جدید بر آن تصریح شده تداوم بخشیدن به انقلاب در داخل و
خارج است و این هدفی بود که بیش از سایر اهداف انقلابی توجه رسانه هاي غربی را به خود معطوف کرد و
در دل هاي غربیان و حکومت هاي کشورهاي اسلامی هراس افکند
٣۴
از مهمترین نوآوري هاي امام خمینی )ره( اجتهاد انقلابی و انقلاب در اجتهاد بوده است. ایشان با انقلاب
اسلامی ایران تحول مهمی را در اجتهاد و فقاهت شیعه تهیه نمودند. هدف اساسی امام )ره( این بوده است
که ضمن حفظ ارکان فقه سنتی، این مسئله را توضیح می دهد که ما چگونه می خواهیم اصول محکم فقه را
در عرصه فرد و جامعه پیاده کنیم. و بتوانیم براي معضلات زندگی در جمهوري اسلامی جواب متقن داشته
باشیم.
در همین راستا امام خمینی )ره( می فرماید:
)حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه عملی فقه در تمامی زوایاي زندگی بشریت است. حکومت نشان دهنده
جنبه ي عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است فقه تئوري
واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع ز گهواره تا گور است(
٣۵
در تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر فقه شیعه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-1لزوم جهان بینی گسترده و آگاهی از سیاست هایی که در این عصر در جهان به کار گرفته می شود.
-2شناخت جامعه و نیازهاي آن
-3بررسی و شناسایی موضوعات احکام
-4پرهیز از تاویلات قشري براي متون استنباطی
-5تعمیم آن به حوزه هاي فردي، اجتماعی، سیاسی، اقتصادي، قضایی، حقوقی، فرهنگی، پزشکی و هنري
-6دوري از عوام زدگی و جمود و تجحر و ظاهر گرایی.
-7برخورداري از بینش گسترده و غیر محصور به زمان و مکان خاص
-8رعایت مقتضیات احوال جوامع و اعصار و شرایط مکان ها در مقام تطبیق و اجراي احکام
٣۶
انقلاب اسلامی که ریشه در انقلاب هاي پیامبرانه داشته و با رقه اي از رسالت هاي انبیاء است. انقلاب
اسلامی ظرف ظهور معرفت و معنویت و شریعت اسلامی خواهد بود. البته اسلام فقط تفسیر معنوي و اخلاقی
به صورت تک ساختی نیست که نسبتی با عناصر و ساخت هاي دیگر از جمله حکومت و عدالت نداشته باشد،
یعنی معنویات اسلام با اجتماعیات پیوست دارد نه گست و این پیوست درونی و نظام مند است نه برونی و
عارضی. اخلاقی هم که در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مطرح می شود اخلاقی فراگیر است که فرد،
خانواده و جامعه را در حوزه هاي مدیریت، سیاست، اقتصاد و تجارت، قضاوت، روابط سیاسی و بین المللی و
... شامل می شود.
معنویت بر پایه باورهاي اسلامی رابطه دو سویه با عدالت اجتماعی و کرامت و حریت انسانی دارد و به تعبیر
استاد مطهري: ) اگر در جامعه اي عدالت اجتماعی بر قرار نباشد پایه معنویت هم متزلزل خواهد بود. منطق
اسلام این است که معنویت را با عدالت توام با یکدیگر می باید در جامعه بر قرار کرد(
٣٧
تمدن هم ساخته می شود و هم آن را می سازند هم انسان ها را می سازد و هم انسان ها آن ها را می سازند.
به عبارت دیگر شکل گیري یک تمدن و سر بر آوردن آن هم به فاعل هاي با اراده و هدفمند نیازمند است و
هم به زمان طولانی و هم روندي تدریجی. اول آنکه انقلاب اسلامی ایران ویژگیهاي منحصر به فردي دارد به
طوري که بسیاري از محققان تأکید دارند که حتی نمی توان و نباید این انقلاب را پدیده اي رو بنایی و ناشی
از عملکرد نظریه هاي متعارف در حوزه سیاست و جامعه دانست بلکه تحولات ناشی از این انقلاب به حدي
است که باید انقلاب اسلامی را به مثابه گفتمان ارزیابی کرد. دوم آنکه بنابر گفتمان تمدن ساز انقلاب
اسلامی مهم ترین وجه ممیزه انقلاب اسلامی ایران، اسلامی بودن آنست. ویژگی که انقلاب اسلامی را از سایر
انقلاب هاي ملی و فرا ملی متمایز می سازد. گفتمان انقلاب اسلامی ایران با نقد دنیاي غرب مبتنی بر محور
مادیت و با تکیه بر بنیادها و سنن فکري اسلام و ایران از لزوم همراهی ابعاد مادي و معنوي تمدنی سخن می
راند.
٣٨