ما به چیزهای عجیب عادت نداشتیم به همین دلیل وقتی ناگهان شب شد همگی جا خوردیم. اول ابر سیاهی همه آسمان را کیپ تا کیپ پوشاند. بعد هوا سرد شد و تاریکی همه چیز را در خود غرق کرد. آدمهای بزرگ تعجب کرده بودند. مثل وقتی شده بود که ناگهان رگبارهای تند.
فهرست مطالب کتاب بختکهای شریر عباس سماکار: ناگهان یک شب سیاه طولانی بختک های شریر اشباح و … پایانه