کتابی که هماکنون با نام دو رساله وضع الفاظ و قاعده لاضرر در اختیار شماست، اثری است سترگ و قدرتمند که به جرات میتوان گفت یکی از مستحکمترین و استوارترین آثار نوشته شده به زبان پارسی در زمینه فلسفه در تاریخ معاصر ایران زمین میباشد.
این مجموعه مشتمل است بر ۲ رساله که هر یک در موضوعی مستقل نوشته شدهاند. رساله نخست بحث از چگونگی وضع الفاظ را متکفل و رساله دوم فحص در نواحی قاعده لاضرر را متصدی و متحمل است.این ۲ رساله با مقصودی خاص نوشته شده و همان منظور است که باعث شده تا این دو رساله که از هم بسیار دور هستند، در کنار هم و در قالب یک کتاب منتشر شوند. با این حال این بدان معنا نیست که هر رساله را شامل نقصها و کاستیهایی باشد، بل نویسنده کتاب در هر دو موضوع به خوبی حق مطلب را برآورده ساخته.
نویسنده، رساله وضع الفاظ را در ضمن شش فصل و رساله قاعده لاضرر را در ده فصل تنظیم نموده که هریک از فصول، بهتناسب مشتمل بر دو یا چند عناوین فرعى است. نویسنده در نگارش کتاب از استقصاى اقوال و ایرادات و نقد همه عقائد و آرا صرف نظر کرده است.
درباره رساله وضع الفاظ ، نخست باید گفت که اگرچه بحث در موضوع «وضع» بهحسب معمول، در مبادى علومى از قبیل منطق و اصول مورد عنایت دانشمندان فحول بوده است، اما در حقیقت گفتگو از چگونگى وضع الفاظ در برابر معانى، از این علوم محسوب نمىشود و به همین جهت در اینگونه علوم تا حدى بهکوتاهى بحث شده و اختصار بحث را پیرامون این موضوع رعایت کردهاند.
نویسنده، معتقد است که موضع اصلى براى تحقیق و تفصیل این موضوع، «فلسفه» است؛ زیرا در حقیقت مسائل این علم است که بحث از حقیقت اشیاء و چگونگى تحقق آنها و وضع اضافات و روابط هریک را با دیگرى به عهده دارد. در فلسفه این کار چنانکه باید و شاید انجام نیافته است. در علوم دیگر نیز از نظر فلسفى و به اعتبار فلسفى بودن این مسئله، مورد بحث قرار نگرفته است، بلکه بیشتر از لحاظ ارتباط آن با مقاصد علم و به اعتبار تأثیرش در توضیح مسائل آن علم، بر وجه مقدمه و حتى غالب اوقات به طریق اصول موضوعه و مطالب مسلمه، طرح و تا حدى که مقتضى بوده شرح شده است.
فهرست
شرح مهیت اسم وضع
هلیت بسیطه وضع
کیفیت تحقق وضع
کمیت اقسام وضع
متفرعات وضع از لحاظ وحدت یا تعدد هر یک از موضوع و موضوعله
متفرعات وضع از لحاظ مرحله استعمال
مستند فقهی قاعده
معنی لغوی ضرر و ضرار
مدول فقهی حدیث
مفاد قاعده حکم واقعی است
دلیل لاضرر، قاعده است نه مسئله فقهی
حدیث لاضرر، دلیل نفی حکمت نه دلیل اثبات آن
تعارض میان قاعده لاضرر و ادله احکام
تعارض دلیل لاضرر با دلیل تسلط
تعارض دو ضرر
ضرر منفی ضرر شخصی است یا ضرر نوعی؟